او با شماست هر جا که باشید26

او با شماست هر جا که باشید26

 

باسمه تعالی و بذکر ولیه

یک استدلال ساده ای خدمتتان عرض می کنم، اگر کسی با ما مواجه بشود، بعد بدون هیچ مقدمه ای بگوید: فلانی، قبول کن! طبیعتا آدم هاج و واج می ماند.

اول چیزی را که می پرسید این است، چه چیزی را قبول بکنم؟ اگر او بگوید و آدم بداند، او چه می خواهد، مشکل نیست. آدم می گوید: یا قبول می کنم، یا نمی کنم. ولی چیزی را که آدم نمی داند، نه می تواند قبول کند، نه می تواند قبول نکند!

لذا خدای متعال را بدون شناختن، چطور می شود قبولش کرد؟! مثل اینکه به شما یک لفظی را بگویند و بگویند شما قبول کنید! یک اسم عجیب و غریب را بگویند که اصلا آدم نمی فهمد یعنی چه؟ از لفظ هیچ چیز نمی فهمد. از این اسم هیچ مسمایی را نمی فهمد. لذا نه اینکه قبول نمی کنی، اصلا نمی فهمی این چیست؟

لذا به امیرالمؤمنین «صلوات الله علیه» عرض کردند: شما خدا را می بینید؟

فرمود: اگر نبینمش چطور بندگی و عبادتش بکنم؟! (بحارالانوار/جلد36/صفحه406)

ببینید این بندگی فقط دولا و راست شدن نیست. یعنی من چه طور خودم را ذلیل بکنم، برای چه کسی؟!

معنای اصلی عبادت و آن نقطه مرکزی معنی عبادت، ذلت است. آنچه در حوزه معنای عبادت واقع شده، بر اساس این معنا و مفهوم اصلی است.

ذلت، یعنی اطاعت که به عنوان رفتار اصلی و اولی و آخری، که از یک بنده سر می زند، در واقع در همین حوزه واقع شده. این بر اساس همین ذلت اتفاق می‌افتد. ذلیل می شود و خودش را خاک می کند، بعد دیگر گفته خودش نمی‌ماند، گفته مولایش می ماند. حالا که باید عمل بشود، باید به آن عمل بشود. لذا هر رفتاری بکند، همانی می کند که او گفته است!

یک کلیدی هم به دستتان بدهم. ببینید آنچه که شما در مورد محسنات اخلاقی، که باید بجا آورده بشود، آنچه که در مورد واجبات، مستحبات، آنچه که در حوزه عبودیت و اطاعت خدای متعال است، که باید بجا آورده شود، اولا برمی‌گردد به معرفت خدای متعال. اگر این یکی درست نباشد، شما هر کدام را که انجام بدهید، در واقع ادا درآورده اید. مضافا بر اینکه، خیلی از آنها را اصلا نمی‌توانید انجام بدهید. مخصوصا در حوزه مسا ئل اخلاقی!

لذا شما مداوم بنشینید و بگویید این بد است و آن خوب است. برای چه بکنم؟ آخر دل آدم می خواهد، بگوید و بخندد و غیبت کند. یک جایی 10% یا 20% جلوی خودش می ایستد، بعد دیگر نه. وقتی حرص و میل قوی بود، دیگر نمی تواند. طبیعت انسان این است. استثنائا ممکن است بتواند از پس آن بر بیاید. نمی گویم نشدنی است، ولی معمولا انسان نمی کند، به اختیار خودش نمی‌کند. خودش را می‌سپارد به سمت میلش. لذا آنچه که باید اولا در مسائل اخلاقی درست بشود، میل انسان است.

تا انسان نتواند میلش را درست کند، هیچ چیزش را درست نخواهد کرد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *