باب الحسین 14

باب الحسین 14

 

حسینٌ منّی و أنا مِن حُسین

پیامبر اکرم صلَّی­ الله­ علیه ­وآله­ وسلّم فرمودند:

«حُسینٌ مِنّی و أنا مِن حُسین.»1

حسین از من است و من از حسین­ ام.

یک معنی این حدیث شریف این است: هر جا که من رفتم و شدم، وجود مقدّس سیّدالشّهدا با من است؛ یعنی وجود مقدّس سیّدالشّهدا به من اتّصالی دارد که او از من است و من از او هستم؛ هم او به من متّصل است و هم من به او؛ تا هر جا من رفتم، او هم با من آمد.

وجود مقدّس رسول اللّه صلَّی ­الله ­علیه­ وآله­ وسلّم در معراج به جایی رسیدند که هیچ­کس جز خدای متعال و ایشان نماند و برای وجود مقدّس سیّدالشّهدا صلوات­ الله علیه جایی هست که هیچ­کس نیست، جز خدا و ایشان.

سیّدالشّهدای خدا در همه­ ی خلقت یک دانه است. امیرالمؤمنین صلوات ­الله­ علیه هم یک­دانه هستند.

پیامبر اکرم صلَّی­ الله ­علیه­ وآله­ وسلّم در حدیـثی­ ـ در مـورد امـام حسین علیه­ السّلام ـ از قول خدای متعال فرمودند:

«إنَّ لَهُ درجَهً لا یَنالُها أحَدٌ مِنَ المَخلوقین.»2

به­ راستی که برای او منزلتی است که هیچ یک از آفریدگان به آن نمی ­رسد.

امام حسین علیه­ السّلام اصلاً همین را می­ خواستند؛ لذا در روز عاشورا که «نصر» بر ایشان نازل شد، ایشان نپذیرفتند و لقاءاللّه را خواستند.

از امام صادق علیه­ السّلام روایت شده است که فرمودند:

«سَمِعتُ أبی علیه‌السَّلام یَقولُ: لَمّا التَقَى الحُسَینُ علیه‌السَّلام و عُمَرُ بنُ سَعدٍ لَعَنَهُ اللهُ و قامَتِ الحَربُ أنزَلَ اللهُ تَعالَى‏ النَّصـرَ حَتّىٰ رَفرَفَ عَلىٰ رأسِ الحُسَینِ علیه‌السَّلام ثُمَّ خُیِّرَ بَینَ النَّصـرِ عَلىٰ أعدائِهِ و بَینَ لِقاءِ اللهِ تَعالیٰ فاختارَ لِقاءَ اللهِ تَعالیٰ.»3

از پدرم علیه ­السّلام شنیدم که می ­فرمود: هنگامی که امام حسین علیه ­السّلام و عمر ‌سعد ـ که لعنت خدا بر او باد ـ با هم تلاقی نمودند و جنگ برپا شد، خدای متعال نصرت خود را نازل فرمود تا آن­جا که بر سر حسین علیه ­السّلام سایه گسترد و آن­ گاه امام مخیّر شد بین پیروزی بر دشمنانش و لقای خدای تعالیٰ، آن­ حضرت لقای خدای تعالیٰ را برگزید.

پس آن­ حضرت ثواب خدا را نمی­ خواستند؛خود خدا را می­ خواستند. آن­ حضرت لقای خدای تعالیٰ را برگزید.

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را. (سعدی)

خدایا! زاهد از تو حور می ­خواهد، قصورش بین!

به جنّت می­ گریزد از درت، یـا رب شعورش بین! (حافظ)

البتّه این حرف­ ها برای دهان ما بزرگ است که بخواهیم شعار خودمان قرار دهیم؛ ما با خیال خدای متعال زندگی می­ کنیم، نه با خدای متعال.

حضرت سیّدالشّهدا صلوات الله­ علیه خطاب به خدای متعال عرضه داشتند:

«تَرَکـتُ الخَلقَ طُرّاً فی هَواکا و أیتَمـتُ العِیـالَ لِکَی أراکا

و لَو قَطَعتَنی فی الحُـبِّ إرباً لَـما حَنَّ الفُـؤاد إلیٰ سِواکا»4

خلق را جمیعاً در هوای تو رها کردم و خانواده و فرزندانم را یتیم کرده تا به لقای تو برسم.

و اگر مشیّت و خواست تو بر این است که به محبّتت قطعه­ قطعه شودم، هرگز دلم به سوی غیر تو مایل نمی ­شود.

برگرفته از کتاب باب الحسین

حسین درگاهی

1.بحارالأنوار 43 : 271، از کامل الزّیارات
2.الأمالی، شیخ صدوق : 140
3.بحارالأنوار 45 : 12، از اللّهوف
4.تذکره الشّهداء 1 : 43

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *