باب الحسین 22

باب الحسین 22

 

نمونه­ ی زیبا و عالی ­و اعلایش وجود مقدّس سیّدالشّهدا صلوات ­­الله ­علیه است. بارها خواندید و شنیدید؛ نقل شده که ایشان تشریف بردند همان دشمن­ترین دشمن­ها، همان خبیث­ها، همان اشقیا را با چه دل­سوزی­ ای نصیحت کردند! ذرّه­ ای کینه و نفرت در ایشان نمی ­بینید.

مرحوم علّامه مجلسی أعلَی ­الله ­مقامه ­الشّریف نقل می ­کند:

قال المفید: و دَعَا الحسین علیه ­السَّلام بِراحِلَتِه فرَکِبَها و نادیٰ بأعلیٰ صَوتِه: «یا أهلَ العِراق!» و جُلُّهم یَسمَعون، فقال: «أیُّهَا النّاس! إسمَعوا قَولی و لا تَعجَلوا حَتّیٰ أعِظَکُم بِما یَحِقُّ لَکُم عَلَیَّ و حَتّیٰ أعذِرَ عَلَیکُم…»1.

شیخ مفید گوید: امام حسین علیه ­السَّلام مرکب خویش را خواستند، پس بر آن سوار شدند و با صدای بلند ندا فرمودند: ای اهل­ عراق! ـ و اکثر آنان صدای آن­ حضرت را می ­شنیدند ـ پس فرمودند: ای مردم! سخن مرا بشنوید و شتاب نکنید تا شما را به آن­چه حقّ شما بر من است پند دهم و عذر خود را بر شما آشکار کنم…

حتّی امام حسین علیه ­السَّلام، عمر سعد ملعون را این­چنین دلسوزانه نصیحت کردند؛ مرحوم علّامه مجلسی أعلَی ­الله­ مقامه­الشّـریف نقل فرموده است:

امام حسین علیه ­السَّلام، عمر سعد را در شب برای ملاقات طلبید که میان دو لشکر با هم گفت­وگو کنند. آن ملعون با بیست نفر از لشکر خود خارج شد. آن­ حضرت نیز بیست نفر همراه خود نمود. پس هنگامی که یکدیگر را ملاقات کردند، آن­حضرت دستور دادند که اصحاب دور شوند و فقط برادرش عبّاس علیه ­السَّلام و فرزندش علیّ اکبر علیه­ السَّلام ماندند. آن ملعون نیز به همراهان خود گفت: دور شوید؛ مگر فرزند حفص و غلامی از او.

پس سیّد مظلومان به او فرمودند:

«وَیلَکَ یَابنَ سَعد! اَما تَتـَّقِی اللهَ الَّذی إلَیـهِ مَعـدُکَ؟

أتُقاتِلُنی و أنَا ابنُ مَن عَلِمتَ؟! ذَر هٰؤُلاءِ القَومَ و کُن مَعی، فَإنَّهُ أقرَبُ لَکَ إلَى اللهِ.»

وای بر تو ای ابن­ سعد! آیا تقوای خدایی که بازگشت تو به سوی اوست نداری؟! آیا با من قتال می­ کنی حال آن­که می­ دانی من فرزند کیستم؟! این جماعت را رها کن و با من باش. پس به راستی که این نزدیک­تر است برایت به سوی خدا.

عمر سعد گفت: می­ ترسم که خانه­ی مرا ویران کنند. حضرت فرمودند:

«أنَا أبنیها لَکَ.»

خودم برایت آن را بنا می­ کنم.

گفت: می­ ترسم که زمین زراعتی و محصولاتم را بگیرند. حضرت فرمودند:

«أنَا أخلِفُ عَلَیکَ خَیراً مِنها مِن مالی بِالحِجاز.»2

من از مالی کـه در حجاز دارم بهتـر از آن را بـه تـو عـوض می­ دهم.

امّا با این همه نصیحت­ ها و الطاف امام حسین علیه ­السّلام در حقّ او، باز آن ملعون قبول نکرد.

برگرفته از کتاب باب الحسین

اثر حسین درگاهی

بحارالأنوار 45 : 6 ، از الإرشاد
همان 44 : 388

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *