باب الحسین 28

باب الحسین 28

 

بهشتِ امام حسین علیه ­السّلام
1. «مرگ» مدخل ورود به عالَم آخرت است. با خارج شدن روح از بدن و جداشدن از آن، چشم برزخی باز شده و انسان حقایق را همان ­طور که هست می­ بیند.

2. از جمله بهره ­مندی معرفتی انسان در آن عالَم این است که «بهشت» محلّ معرفت و محبّت الاهیّه است؛ آن­چه آن­جا را از خود پُر کرده و بهره­ ی اهالی آن­جاست، معرفت و محبّت الاهیّه است.

3. لذا هر کسی در بهشتِ هر کدام از صاحبان ولایت الاهیّه بوده باشد، آن­ جا بهره­ مند از معرفت و محبّت او خواهد بود.

در حدیثی فرمودند:

«إنَّ الجَنَّـهَ هِیَ حُبُّنا أهل البَیت.»1.

به راستی که بهشت همان محبّت ما اهل بیت است.

4. با توجّه به این­که بهشت از نور مقدّس امام حسین علیه ­السَّلام خلق شده، می­ توان گفت: فضای عمومی آن­جا از معرفت و محبّت آن حضرت آکنده است، خصوصاً آن­ جایی که خود ایشان تشریف دارند به اعلامرتبه، معرفت و محبّت حضرتش جلوه دارد. چه سعادتمند کسانی که آن­جا حلقه به دور ایشان زده و میل به چیز دیگر ندارند! و چه سعادتمند کسانی که همین­ جا با معرفت و محبّت ایشان زندگی می­ کنند و همین ­جا در بهشت آن­ حضرت زندگی می­ کنند!

پیامبر اکرم صلَّی­الله­علیه­وآله­وسلّم فرمودند:

«فَطوبیٰ لِمَن کانَ مِن أولیاءِ الحُسَین و شیعَتِه!»2.

خوشا به حال آن­ کسی که از دوستان حسین و شیعه ­ی او باشد!

خاموش­ شدن جهنّم به یُمن ولادت امام حسین علیه ­السّلام
«بهشت» و «جهنّم» نقیض هم هستند، مانند آب و آتش، و قابل جمع نیستند، و چنین است امر به خاموش شدن آتش جهنّم به فرمان الاهی در ولادت امام حسین علیه­ السَّلام؛ که بهشت شعاعی از مقام نورانی ایشان است.

ولادت معظّمٌ ­له، ظاهرشدن آن باطن است،و بهشت و جهنّم قابل جمع نیستنـد. گذشته از آن­کـه شادمـانی شکفته ­شدن این وجودمبارک و این­ مِهر تمام و رحمت تام زیبنده است ­که آن­چه نقیض آن است در میانه نباشد. و این حقیقت؛ یعنی: خاموش بودن آتش جهنّم تداوم دارد برای هر کسی که کم­ترین نسبتی با امام حسین علیه ­السَّلام داشته باشد،حتّی به ریختن پر مگسی اشک بر آن­ حضرت.

در حدیثی مفصّل، پیامبر اکرم صلَّی ­الله­ علیه­ وآله ­و سلّم فرمودند:

«فَلَمَّا وُلِدَ الحُسَینُ بنُ عَلیٍّ علیهما­السَّلام و کانَ مَولِدُهُ عَشیَّهَ الخَمِیسِ لَیلَهَ الجُمُعَهِ أوحَى اللهُ عَزَّوجَلَّ إلىٰ‌ مالِکِ خازِنِ النَّارِ أن أخمِدِ النِّیرانَ عَلىٰ أهلِها لِکَرامَهِ مَولُودٍ وُلِدَ لِمُحَمَّدٍ و أوحىٰ إلىٰ رِضوانَ خازِنِ الجِنانِ أن زَخرِفِ الجِنانَ و طَیِّبها لِکَرامَهِ مَولودٍ وُلِدَ لِمُحَمَّدٍ فی دارِ الدُّنیا و أوحَى اللهُ تَبارَکَ­وتَعالىٰ إلىٰ حورِ العِینِ أن تَزَیَّنَ و تَزاوَرنَ لِکَرامَهِ مَولُودٍ وُلِدَ لِمُحَمَّدٍ فی دارِ الدُّنیا و أوحَى اللهُ عَزَّوجَلَّ إلَى المَلائِکَهِ أن قُوموا صُفوفاً بِالتَّسبیحِ و التَّحمیدِ و التَّمجیدِ و التَّکبیرِ لِکَرامَهِ مَولُودٍ وُلِدَ لِمُحَمَّدٍ فی دارِ الدُّنیا و أوحَى اللهُ إلىٰ جَبرَئِیلَ علیه­السَّلام أنِ اهبِط إلىٰ نَبیِّی مُحَمَّدٍ فی ألفِ قَبِیلٍ، و القَبِیلُ ألفُ ألفٍ مِنَ المَلائِکَهِ عَلىٰ خُیُولٍ بَلقٍ مُسَـرَّجَهً مُلَجَّمَهً عَلَیها قِبابُ الدُّرِّ و الیاقوتِ و مَعَهُم مَلائِکَهٌ یُقالُ لَهُمُ الرُّوحانِیُّونَ بِأیدِیهِم أطباقٌ مِن نورٍ أن هَنِّئُوا مُحَمَّداً بِمَولودٍ و أخبِرهُ یا جَبرَئِیلُ! أنِّی قَد سَمَّیتُهُ الحُسَینَ و هَنِّئهُ و عَزِّهِ و قُل لَهُ: یا مُحَمَّدُ! یَقتُلُهُ شِرارُ أُمَّتِکَ عَلىٰ شِرارِ الدَّوابِّ، فَوَیلٌ لِلقاتِلِ و وَیلٌ لِلسّائِقِ و وَیلٌ لِلقائِدِ قاتِلِ الحُسَینِ أنا مِنهُ بَرِی‌ءٌ و هُوَ مِنِّی بَرِی‌ءٌ لِأنَّهُ لا یَأتی یَومَ القیامَهِ أحَدٌ إلّا و قاتِلُ الحُسَینِ أعظَمُ جُرماً مِنهُ، قاتِلُ الحُسَینِ یَدخُلُ النّارَ یَومَ القیامَهِ مَعَ الَّذینَ یَزعَمونَ أنَّ مَعَ اللهِ إلٰـهاً آخَرَ، و النّارُ أشوَقُ إلىٰ قاتِلِ الحُسَینِ مِمَّن أطاعَ اللهَ إلَى الجَنَّهِ.»3.

پس چون حسین ­بن ­علی علیهما­السَّلام پنج­شنبه شب؛ شب جمعه به دنیا آمد، خدای تعالی به مالک ـ که همان خازن دوزخ باشد ـ وحی فرمود که به خاطر کرامت مولودی که برای محمّد زاده شده است، آتش را بر اهلش خاموش سازد و به رضوان ـ که همان خازن بهشت باشد ـ وحی فرمود که به خاطر کرامت مولودی که برای محمّد در دنیا زاده شده است بهشت را تزیین کند و معطّر کند.

و خدای تبارک ­وتعالیٰ به حورالعین وحی فرمود که به خاطر کرامت مولودی که در دنیا برای محمّد زاده شده است خود را بیارایند و به دیدار یک­دیگر بروند.

و خدای تبارک­ وتعالیٰ به فرشتگان فرمان داد که به خاطر مولودی که برای محمّد در سرای دنیا زاده شده است به صف ایستاده و خدا را تسبیح و تحمید و تمجید و تکبیر گویند.

و خدای تعالیٰ به جبرئیل علیه ­السَّلام وحی فرمود که به همراه هزار فوج ـ که هر فوج یک میلیون فرشته است ـ بر اسب­های ابلق که بر آن­ها زین و لگام بوده و آراسته به قباب درّ و یافوت باشند و به همراهی فرشتگانی که به آن­ها روحانیّون گفتـه می ­شود و در دستانشان طبق­ه ای نور است، بر پیامبرم محمّد فرود آی و ولادت این مولود را به محمّد تهنیت گویید.

و ای جبرئیل! او را خبر ده که من نام او را “حسین” نهادم. او را تهنیت و تعزیت گوی و به او بگو: ای محمّد! او را اشرار امّت تو که بر جنبندگان بدی سوارند می­ کُشند، پس وای بر قاتل او و وای بر سوق­ دهنده و رهبر قاتل حسین! من از او بیزارم و او نیز از من بیزار است؛ زیرا در روز قیامت هیچ­کس(هیچ گنه­کاری) نمی­ آید مگر این­که قاتل حسین جرمش عظیم ­تر از اوست. در روز قیامت قاتل حسین به همراه مشرکان به آتش در آیند، و اشتیاق آتش به قاتل حسین بیشتر از اشتیاق مطیع خدا به بهشت است.

برگرفته از کتاب باب الحسین

اثر حسین درگاهی

بوارق القهر فی تفسیر سوره الدّهر: 97
الأمالی، شیخ صدوق: 140
کمال الدّین 1 : 283

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *