برای فرشته ای به نام باران

 

برای فرشته ای به نام باران

نمی دانم داشت یا نداشت یا می­خواست مثل همیشه آزار بدهد.

نمی دانم واقعا معنی مسئولیت و تکلیف را چقدر می فهمید، البته اگر ذره ای فهم داشت که ازش جدا نمی شدم! فقط می دانم تمام این سال ها از اینکه برای دخترش خرج نمیکند عصبانی بودم . برای دردانه ای از جنس باران که همه کودکیش در حساب و کتاب گذشت .

روز چهارشنبه سوری شنیدم که قرار نیست برای عید نوروز مبلغی پرداخت کند، نه اینکه سختم نباشد، ولی بیشتر ناراحت بودم از ظلمی که داشت اتفاق می افتاد .

فکر می کردم باید یک طوری با این روش ظالمانه مبارزه کنم باید بفهمانم به او که زندگی مسئولیت دارد و دخترش خرج … اگر جای من یک زن خانه دار در این موقعیت بود چطور ؟ چقدر سخت تر بود.

تمام روز داشتم به نگاه های معصومانه دخترم فکر می کردم که چقدر شرمنده بود از اینکه فکر می کرد سربار من است … خجالت زده از پدری که حتی حاضر نبود خرجش را بدهد، چقدر ته چشماش تلخ بود و نگران … دقیقا مثل تلخی کام من که دوست داشتم بهترین ها رو داشته باشد ولی نمی شد.

پشت نگاهش حرف هایی بود، مثل شرمندگی نگاه من از منت ناخواسته ای که روزگار مجبورم کرده بود، سرش بگذارم .

وارد اتوبان نیایش شدم … با همان عصبانیت … با همان حس سرکوبی این درد عمیق، خسته هم بودم از تنهایی بزرگ کردن یک کودک، از جنگیدن و حتی از زن بودنم …

و صدای ترمز نا خودآگاهم …

فقط می دانم اینقدر حالم بد بود که همسر راننده جلویی برایم آب آورد و گفت : پیش می­آید ولی حواست نبود اصلا ….

کارت بیمه و مدارک را با هم جابجا کردیم و با حال خراب تر راهی محل کارم شدم.

اوضاع بدتر شده بود، مخارج دخترم که پرداخت نشده بود هیچ، باید هزینه صافکاری ماشین ان بنده خدا و هزینه ماشین خودمم را هم می دادم .

وقتی تعمیرات ماشین خودم و راننده جلویی تمام شد، موقع حساب کتاب، با تعجب دیدم این همان مبلغی بود که همسر سابقم قرار بود به عنوان خرج دخترم به من بدهد!

تازه فهمیدم

” وقتی به جای دستای مهربون خدا، چشمت برای روزی بچت به یک نامرد باشه، به همون اندازه از روزی خودتم کم می­شه! نه اینکه خدا منتظر باشه تا منو عقوبت کنه، ولی می تونه گاهی سنگی بندازه تا قلب خواب رفته ام، تکونی بخوره و یادم نره که صاحب بی حساب روزی، فقط خودشه و بس…”

وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرً (سوره ی طلاق ، آیات 2،3)

و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند، و از جایی که گمان نَبَرد به او روزی عطا کند، و هر که بر خدا توکل کند خدا او را کفایت خواهد کرد که خدا امرش را نافذ و روان می‌سازد و بر هر چیز قدر و اندازه‌ای مقرّر داشته است .

تمام نگاهم از این به بعد فقط به آسمونه

نرگس درخشانی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *