جمعه های رنگی

جمعه ها رنگ امام زمان دارد… به خصوص نزدیک های غروب جمعه که می شود و چشم نگران منتظران به خورشیدی که پشت کوه ها در حال پنهان شدن است می افتد، در دلشان می گویند: از ماست که بر ماست! اگر کمی با دل هایمان زندگی می کردیم، آه تابیدن خورشید را نمی کشیدیم.

علی بن مهزیار اهوازی در داستان تشرفش خدمت حضرت ولی عصر می گوید: وقتی خدمت حضرت رسیدم، ایشان فرمودند: ای ابوالحسن، ما شب و روز منتظر ورودت بودیم، چرا این قدر دیر نزد ما آمدی؟

عرض کردم: آقای من! تاکنون کسی را نیافته بودم که دلیل و راهنمای من به سوی شما باشد…

حضرت فرمودند: آیا کسی را نیافتی که تو را دلالت کند؟!!

بعد انگشت مبارک را به روی زمین کشیده، سپس فرمودند: نه … شماها اموالتان را فزونی بخشیدید، و بر بینوانان از مؤمنین سخت گرفته، آنان را سرگردان و بیچاره کردید، و رابطه خویشاوندی را در بین خود بریدید، دیگر شما چه عذری دارید؟

رسیدگی به فقرای مومن و صله ی رحم، شاید باید برای با خورشید بودن، سبک زندگیمان را تغییر دهیم.

نویسنده: خورشید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *