در یاد سفر قسمت دهم

در یاد سفر قسمت دهم

 

بسمه تعالی و بذکر ولیه

خدای متعال می فرماید: “ نفخت فیه من روحی”[1] تا هر جا که خلقت رفته در واقع نور ولایت امیر المؤمنین «صلوات الله علیه » رفته است. همه آن نور صاحب همه قدرت خدای متعال است. لذا جزئی از آن نور هم بیداد می کند و برای ما قابل تصور نیست که توانایی اش چقدر است. در واقع همان را آنوقت به ما تملیک کردند و به انحای مختلف می شود این را شکفته اش کرد. آنچه که عموماً اتفاق می‌افتد ربطی هم به ایمان ندارد، در واقع تبعیت کردن از یک سری فنون است.

آدم وقتی صاحب توانایی شد، عجب به او دست می دهد. باد توی دماغش می افتد. و یک دقیقه عجب، عبادت هفتاد سال را به باد می دهد. ارزش آدم، بندگی است و حقیقت بندگی بجز ذلت چیز دیگری نیست. به همین دلیل این جور آدمها را که شما نگاه کنید، اصلاً خشیت ندارند، چون خود را آدم توانمندی احساس می کنند و همین طور هم هست.

یا علومی هست که هیچ ارتباطی به کفر و اسلام ندارد. البته این علوم در اصل مال انبیاء و اولیاء «‌‌صلوات الله علیهم اجمعین» است. شما کافی است اسمتان را بگویید، نهایت اسم مادرتان را هم بگویید. همان برای او در واقع مثل یک کد می شود. عدد می گیرد، محاسبه می کند، می گذارد در آن سیستم محاسباتی که دارد. دانه دانه خصوصیت گذشته و حال و مشکلات و ناراحتی ها و احتمالاً راه حلش را به شما می گوید. این دلیل بر حقانیتش نیست. بلکه یک علم است. کدهای دیگر را هم می تواند به آن سیستم بدهد. مثلاً سال تولد، تاریخ تولد، حتی روزش را هم ممکن است بپرسد. به اینصورت یک سری اطلاعات می گیرد، که این اطلاعات مثلاً در روز 25 خرداد 1374 ساعت ده و چهارده دقیقه داده می شود، که این تکرار شدنی نیست. بستگی دارد که این را به کدام سیستم ببرد. بعد همه احوالاتتان را به شما می گوید. این که دلیل بر حق و باطل نیست.

اصلاً همین اتفاقاتی که الان می افتد. مثلاً اصواتی از دهان من بیرون می آید و شما یک چیز هایی از آن می فهمید. ببینید من حرف می زنم و شما می فهمید. این در حقیقت چه اتفاقی می افتد؟ یک اصواتی از دهان من بیرون می آید و یک اتفاقاتی در شما می افتد. شما خیال می کنید این اعجازش کمتر از آن است. بدلیل تکرار این قضایا و اتفاقات برای ما عادی شده و ما توجهمان را نسبت به آن از دست دادیم. این خودش توانایی کمی است؟ که یک سری صدا از دهان من خارج می شود و در شما یک سری مفاهیم ایجاد می‌شود؟ حالا که زیاد شده، از چشم ما افتاده است. چون همه قادرند انجام دهند، از چشم ما افتاده است. ولی آن را چون یک نفر می تواند انجام دهد، جلب توجه می کند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *