در یاد سفر قسمت سی و پنجم

در یاد سفر قسمت سی و پنجم

 

باسمه تعالی و بذکر ولیه

چکیده این قسمت از بحث در حدیثی از امام صادق «علیه السلام» نقل شده؛ حدیث در مصباح الشریعه است.
قال الصادق «علیه السلام» :“ ذکر الموت یمیت الشهوات فی النفس و یقطع منابت الغفله” یاد مرگ شهوت را در نفس می کشد و خواستگاه غفلت را ریشه کن می کند، “ویقوی القلب بمواعد الله تعالی” و قلب را نسبت به مواعد خدای تعالی قوی می کند و مواعد یعنی وعده‌های خدای تعالی را قوی می‌کند،“ و یرق الطبع ”و طبع انسان را لطیف می‌کند یعنی دل انسان را نرم می کند، “ ویکسر اعلام الهوی و یطفئ نارا الحرص و یحقر الدنیا” بنای هوی را خراب می کند نشانه های هوی و هوس را در هم می شکند، آتش حرص را فرو می نشاند و دنیا را خوار و بی مقدار جلوه می دهد،“و هو معنی ما قال النبی « صلی الله علیه وآله »:‌ تفکر ساعه خیر من عباده سنه و ذلک عند ما یحل اطناب خیام الدنیا و یشدها فی الا خره” و این همان معنای فرمایش پیامبر «صلی الله علیه وآله» است که می‌فرمودند: تفکر ساعتی بهتر از عبادت یک سال است، (که دقیقتر بخواهم معنی کنم، فکر لحظه ای بهتر از عبادت سالی است. )
بعد حضرت توضیح می دهند و این هنگامی اتفاق می‌افتد که ریسمان های خیام دنیا از هم گسلد و آنها را در آخرت محکم سازد. این وقتی اتفاق می افتد که انسان از دنیا کنده شود و توجه به آخرت کند و به آنجا خودش را متعلق کند.
“ و لا یشک بنزول الرحمه علی ذکر الموت بهذه الصفه” و هیچ تردیدی نمی توان داشت به نزول رحمت الهی به این نحوی که از ذکر الموت یاد شد. یعنی کسی اگر به این نحو ذکر الموت کند، هیچ تردیدی نیست که به او رحمت نازل خواهد شد، “و من لا یعتبر بالموت و قله حیلته و کثره عجره و طول مقامه فی القبر و تحیره فی القیامه فلا خیر فیه”و کسی که به موت و بیچارگی و ناتوانی خود و به طول اقامت خود در قبر و سرگردانی خویش در عالم قیامت عبرت نگیرد، در او خیری نیست.
“ و قال النبی صلی الله علیه و اله: اکثروا ذکر هادم اللذات. قیل: و ما هو یا رسول الله؟ فقال: الموت. فما ذکره عبد علی الحقیقه فی سعه الا ضاقت علیه الدنیا ولا فی شده الا اتسعت علیه.”
پیامبر « صلی الله علیه و آله » فرمودند: هادم اللذات یا از بین برنده لذات را زیاد یاد کنید.گفته شد «و ما هو یا رسول الله؟» آن چیست یا رسول الله؟
فرمودند: الموت. پس هیچ بنده ای نیست مگر اینکه حقیقتا او را یاد کند، اگر در سعه و یا فراوانی بوده باشد، در فراخی و گشایش بوده باشد مگر اینکه دنیا بر او تنگ بشود. اگر در شدت و سختی باشد دنیا برای او باز و فراخ می شود.
همه ما این تجربه را کم و بیش داشته ایم. آدم هیچ مشکلی ندارد و یاد مرگ می کند و همه چیز برایش تلخ می‌شود، همه چیز از رنگ و رو برایش می افتد. به عکس اگر در عین مشکلات و بلا باشد و آدم یاد کند، همان وضعیتش برای انسان حذف می شود و شدت راحتی و گشایش برایش می شود.
“ و الموت اول منزل من منازل الا خره و آخر منزل من منازل الدنیا”موت اولین محل فرود است از فرودگاه های آخرت و آخرین محل فرود و ورود انسان است از منازل دنیا، “‌‌‌‌‌‌‌‌‌فطوبی لمن کان اکرم عند النزول باولها و طوبی لمن احسن مشایعته فی آخرها”خوشا به حال کسی که گرامی داشته می شود هنگام نزولش به آن اولین منازل و خوشا به حال کسی که خوب مشایعت می شود در آخرین منازل. “ و الموت اقرب الاشیاء من ولد آدم و هو یعده ابعد فما اجر الانسان علی نفسه و ما اضعفه من خلق” و فرمودند موت نزدیکترین چیزها به فرزند آدم است در حالیکه او، آن را خیلی دور می داند. پس راستی انسان چقدر نسبت به نفس خویش گستاخ، و چقدر از نظر آفرینش ضعیف و ناتوان است.
“ و فی الموت نجاه المخلصین و هلاک المجرمین و لذلک اشتاق من اشتاق الی الموت وکره من کره ” و در مرگ نجات افراد پاک باخته و خالص و هلاک بزهکاران و تبه کاران هست و به همین دلیل است مشتاق است کسی که به مرگ مشتاق است و دلیل اشتیاق کسانی که به مرگ اشتیاق دارند این است و کراهت کسی که کراهت از او دارد.

“‌ قال النبی « صلی الله علیه و آله »: من احب لقاء الله احب الله لقاءه و من کره لقاء الله کره الله لقاءه” نبی اکرم « صلی الله علیه وآله » فرمودند: ‌کسی که لقا خدا را دوست داشته باشد، خدا هم لقاء او را دوست دارد و کسی که لقاء خدا را کراهت داشته باشد،‌ ناخوش دارد، خدا هم لقاء او را ناخوش خواهد داشت.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *