در یاد سفر قسمت هجدهم

در یاد سفر قسمت هجدهم

 

باسمه تعالی و بذکر ولیه

حسن صیقل به امام صادق « علیه السلام »‌ عرض کرد: مردم روایت می کنند که یک ساعت تفکر بهتر از شبی را زنده نگاه داشتن است. این تفکر چگونه باید باشد؟
حضرت پاسخ دادند :“‌یمر بالخربه او بالدور فیقول : این ساکنوک ؟‌و این بانوک‌؟ ‌ملک لا تتکلمین“ آن طور که به ویرانه ها و خانه ها بگذرد و بگوید: ساکنان تو کجایند، بر پا سازندگان تو کجایند؟ ‌تو را چه می شود که سخن نمی گویی؟‌
از حضرت رسول اکرم « صلی الله علیه واله و سلم » نقل شده که ایشان به ابن عمر فرمودند: “‌‌کن کانک غریب او عابر سبیل وا عدل نفسک مع الموتی” آنگونه باش گویا غریب یا رهگذری هستی و خود را با مردگان برابر بدانی، خودت را مثل مرده ها بدانی.
هیچ چیزی مثل ذکر الموت انسان را به آن حالت فطری پاک و رها از همه تعلقات بیجا نمی‌رساند.
نکته لطیفی که می توان اینجا به آن اشاره نمود این است که از ابتدا تا انتهای قرآن اگر شما دقت کنید، خدای متعال عمدتا با قیامت و اعتقاد به قیامت و ذکر موت است که مخاطبینش را مستقیم می کند‌‌‌‌، تصحیح می‌کند و باز نکته لطیفتری به شما عرض کنم، که اعتقاد به خدای متعال بدون اعتقاد به قیامت چه بسا مضّل است، هادی نیست. لذا در ادیان و مکاتبی که خدا را قبول دارند ولی قیامت را به معنی ما قبول ندارند، می بینید که هدایتی عملا در کار نیست. بلکه عملا آنچه هست اباهه مذهبی است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *