در یاد سفر قسمت چهارم

در یاد سفر قسمت چهارم

 

بسمه تعالی و بذکر ولیه

 

انسان در بودن خودش فقط محدود به این بدن نیست. روح انسان هم هست. نکته ی لطیف این است که روح ما در بدن ما نیست، بلکه بدن ما در روح ماست. روح ما به بدن ما محیط است و البته تا اعماق بدن ما هم نفوذ کرده است و اگر کسی بتواند احساس کند، می فهمد که علی ای حال بدن ما در روح ماست. اگر یک سر سوزن آدم لطافت داشته باشد، می فهمد که در یک شعاع 30 الی40 سانتی، انسان احاطه شده است. این را شما علاوه کنید که انسان مجموعه ای از انرژی‌هاست و انسان علی الدوام از خودش یا انرژی خارج می کند یا اخذ می کند. به قول امروزی ها ورودی و خروجی دارد. خوبها از خودشان خوبیها و انرژی های خوب را خارج می کنند، متصاعد می کنند، متجلّی می کنند. از کوزه همان طراود که در اوست. لذا وقتی ما بغل دست هم می‌نشینیم ولو اینکه همدیگر را نمی شناسیم، ولو اینکه با هم صحبت هم نکنیم این تاثیر و تأثر اتفاق می افتد. اینکه آدم توی تاکسی می نشیند، توی اتوبوس می نشیند، بغل دست چه کسی نشسته مهم است. این در بعضی از موارد برای ما خیلی ملموس است. شما پیشِ کسی می نشینید که آدم آرامی است، پس از یک مدتی شما هم احساس آرامش می کنید. ولی پیش کسی نشسته باشید که او نا آرام است، مضطرب است، ملتهب است، مشوش است، شما هم در خودتان احساس تشویش می کنید. چون آنچه که دارد از او صادر می شود، همان حالاتی است که در درونش است و از او صادر می شود و شما اخذ می کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *