میوه های خوشمزه و ماه رمضون

 

میوه های خوشمزه و ماه رمضون

دو سه ساعت تا افطار مونده بود، همسرم از بازار کلی میوه خریده بود و کیسه های میوه توی آشپزخونه انتظار می کشیدن که یکی بیاد اونها رو بشوره، ساعات طولانی روزه امسال، باعث شده بود که نای بلند شدن نداشته باشم، اما ترسیدم توی این گرما، میوه ها، داخل کیسه خراب بشن.
شیطون رو لعنت کردم و یا علی گفتم و رفتم آشپزخونه
یکی یکی کیسه ها رو توی لگن پر از آب می ریختم و می شستم.
آب خنک، حالمو جا آورده بود، انگورهای یاقوتی رو توی یه ظرف، گیلاس های درشت و آبدار رو توی یه ظرف دیگه، و هلو های قرمز و شیرین هم جدا گذاشتم.
با خودم گفتم اگه الان روزه نبودم، قشنگ یه چند تایی از هر کدوم رو می خوردم، یاد روزهایی افتادم که ماه رمضون نبود و همون جا، در حال شستن میوه ها، چند تاشون رو دهنم می ذاشتم، آخه من عاشق میوه ام.
پیش خودم گفتم: این همه میوه های خوشمزه و آبدار، چرا نباید اونها رو بخورم؟ مگه خدا اینها رو برای ما انسانها خلق نکرده، پس چرا نباید بخورم؟
یه هو یاد یه خاطره افتادم که وقتی بچه بودم، آقا جونم برام گفته بود، یکی از روزهای ماه مبارک بود و منم 7 ، 8 ساله، ظرف میوه های تابستونی رو برداشتم و بردم تو اتاق تا با آقا جونم بخورم، اما اون روزه بود و نخورد، وقتی بهش گفتم چرا نمی خوری و چرا روزه ای؟ گفت: همون خدایی که این همه میوه های خوشمزه و رنگارنگ رو آفریده…همون خدا هم دستور داده که یه چند ساعت دست نگه دار و نخور، خدا می خواد ببینه تو میوه های رنگارنگ رو بیشتر دوست داری یا خدا رو…

خورشید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *