روزهای ترسناک

روزهای ترسناک

 

این روزها، روزهای ترسناکی است…

از بالا رفتن حبابی و لحظه ای قیمت دلار و سکه گرفته، تا کمبود ابتدائی ترین امکانات مانند پوشک بچه

شاید ترس از سایه ی جنگ و قحطی، خواب و قرار آرام را، از دل و جان خیلی از ما ربوده است…

این که ارزش دارایی هایمان، همان که برای حلال بودنش عرق جبین ریخته ایم و نخوردن ها کرده ایم، تا آینده ی فرزندانمان تامین شود، لحظه به لحظه کمتر و ناچیزتر می شود، شوخی خنده داری نیست…

این که مسئولین ما، سکوت را پیشه کرده اند، سلبریتی ها جنجال به پا می کنند، در شبکه های اجتماعی و دورهمی ها، آه و ناله و ترس از آینده، نقل صحبت جمع است، دلمان را میلرزاند…

به راستی که چه خواهد شود؟

نگاهم به نوشته ای گره می خورد، هدیه ای است یادبود جشنی صمیمی ، هر زمان از بازی روزگار خسته و ناامید میشوم، آن را با صدای بلند میخوانم و
آرام می شوم

و ما امامی داریم زنده
و
همواره حاضر
چون خالصانه فرا خوانده شود
اید و راه نماید
مشکل گشاید
غم و رنج زداید…

ای کاش یادمان نرود
نویسنده: خورشید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *