فرهنگ کجایی؟ دقیقا کجایی؟

فرهنگ کجایی؟ دقیقا کجایی؟

بارها و بارها شده بود وقتی داشتم رانندگی می کردم، ماشین آتش نشانی رو می دیدم، با دیدنش سریع راهنما می زدم و به کنار می رفتم تا زودتر رد بشه، اما متاسفانه می دیدم ماشین های دیگه به من راه نمی دن که بیام کنار و یا یه ماشین، سریع میاد تو لاین من که زودتر به مقصد برسه و یا چند تا فرصت طلب، پشت ماشین آتش نشانی رو می گرفتن و پاشون رو می ذاشتن روی گاز، خیلی ها هم که الحمدولله اصلا انگار نه انگار که باید بیان کنار، همینجوری تو ترافیک وایمیستادن و ماشین آتش نشانی هم آژیر کشون، پشتشون می ایستاد، بعد یه جوری بیگناه اشاره می کردن که جلوم بستس و نمی تونم بیام کنار، واقعا توقع داشت که ترافیک باز بشه و اول ایشون به کار و زندگیشون برسن بعد ماشین های اتش نشانی!

همیشه با تاسف این صحنه ها رو نگاه می کردم و می گفتم: ای خدا…کی قراره این مردم درست بشن؟

هنوز هفت هشت روز از واقعه ی پلاسکو نگذشته که دیشب صحنه ی عجیبی دیدم، داشتم تو ترافیک بزرگراه رانندگی می کردم که از آیینه ی بغل دیدم، کنارم خالیه! با دقت بیشتری به آیینه نگاه کردم، کاملا لاین بغلم خالی بود، اونهم نه به اندازه ی یکی دو تا ماشین، حدود صد متر بلکه کمی بیشتر… تازه صدای آژیر ماشین آتش نشانی رو شنیدم، ماشین با سرعت، تو ترافیک ساعت 7 شب بزرگراه، از کنارم رد شد، جالب این که همه سریع راهنما می زدن و کنار میومدن و بقیه هم بهشون راه میدادن، هیچ کسی هم پشت ماشین آتش نشانی رو نگرفته بود و گاز زنان ویراژ نمی داد!

با دیدن این صحنه ناخودآگاه اشک هام سرازیر شد، دوستم که کنارم نشسته بود، گفت: این که خیلی خوبه، تو چرا گریه می کنی؟ مردم ما تازه فرهنگ آژیر خطر رو یاد گرفتن!

گفتم: به چه قیمتی؟ به قیمت از دست دادن جون چند تا آتش نشان؟ به قیمت بی پدر شدن چند تا بچه؟ بی سر و همسر شدن چند تا زن؟ بی فرزند شدن چند تا مادر؟

چرا باید همیشه برای فهمیدن یه موضوع ساده، تاوان سنگینی بدیم؟ چرا باید مرگ رو تو تصادفات رانندگی ببینیم تا کمربند ایمنی رو ببندیم؟ چرا باید خونه رو سرمون خراب بشه تا اصول ایمنی رو رعایت کنیم؟ پس ما کی می خوایم با فرهنگ بشیم؟ کی می خوایم باور کنیم بابت تک تک کارامون مسئولیم و باید در پیشگاه خدا پاسخگو باشیم؟ حتی بابت کنار نرفتن از جلوی ماشین آتش نشانی…

امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند: اتَّقُوااللهَ فِی عِبادِهِ وَ بِلادِهِ فَاِنَّکُم مَسئُولُونَ حَتّی عَنِ البِقاعِ وَ البَهائِمِ وَ اَطِیعوا اللهَ وَ لا تَعصُوهُ نهج البلاغه خ166 ،ص382
از خدا نسبت به بندگان و شهرهایش پروا کنید زیرا دارای مسئولیّت هستید حتّی نسبت به زمین ها و حیوانات و خداوند را اطاعت کنید و از نافرمانی او بپرهیزید.

امیدوارم این داستان پلاسکو از یادهامون بیرون نره و همیشه با شنیدن آژیر خطر به کناری بیایم و این رفتار رو به فرزندامون هم آموزش بدیم و اونها هم به بچه هاشون. ای کاش همین چند تا قربانی برای فهمیدن این موضوع ساده تا آخر دنیا کافی باشه، امیدوارم با تجدید نظر درباره ی رفتارهامون، خون آتش نشانان فداکار کشورمون رو پایمال نکنیم.

زینب عشقی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *