نکته های علوی6

نکته های علوی6

 

آن اتفاقی که در عالم معنا می افتد که آغاز سقوط و قهقرا و هلاکت است، “غفلت” است. بعد به شدتی که این غفلت مستولی شود، با گناه و خلاف عینیت یافته و پیشرفت می کند.

در فرهنگ الهی از آن وسیله ای که بشود به وسیله آن از این غفلت نجات پیدا کرد، و با چنگ زدن به آن بتوان از غفلت مصون بوده و از سقوط و قهقرا خود را نگه داشت به “حبل الله المتین”، و به “عروهالوثقی” یاد شده است: رشته و ریسمان الهی که احتمال گسستگی و پاره گی در آن نبوده؛ لذا: قابل اعتماد و اطمینان برای چنگ زدن و درآویختن به آن است.

تمسک و توسل و اعتصام به آن است که می تواند در آدمیان دائماً هشیاری و آگاهی را محفوظ دارد و آنان را از غلتیدن در ظلمت جهل و کفر و شرک و لایه های عجیب و غریب پنهان سهمگین آنها، در امان نگه دارد.

” اللهم صل علی محمّدوآل محمّد و صل علی امیرالمؤمنین، عبدک المرتضی و أمینک الاوفی و عروتک الوثقی و یدک العلیا”؛

یعنی: اگر کسی امیرالمؤمنین را گرفته، در واقع دست خدای متعال را که بالای همه دست هاست، گرفته، اگر کسی امیرالمؤمنین را گرفته، به آن رشته ی محکم و قابل اعتماد الهی چنگ زده است.

“وحجتک علی الوری”

چون هر خوبی از آن ایشان است، و به وسیله ی ایشان می توان به آن نائل شد. خدای متعال و رسولش ایشان را به ما معرفی فرموده اند؛ لذا اگر ما در این رابطه غفلت کنیم، و کم کاری و تنبلی و سستی کنیم، خدای متعال روز قیامت بر ما حجت خواهد داشت: او بود! اگر تو نمی دانستی، او می دانست؛ و اگر تو نمی توانستی، او می توانست؛ و این است یک پرده از معنای آیه شریفه «فلله الحجه البالغه» (انعام: ۱۴۹)؛ که با بودن آن کسی بهانه ای برای خوبِ خوب نشدن، ندارد.

“و رکن الأولیاء”

یعتی: هر کسی که ولیّ الله است، بولایت ایشان است که به این مقام رسیده، و بولایت ایشان است که در این مقام توان ایستادن یافته است.

” و امام المخلَصین”

در ادبیات قرآن، مخلِص با مخلَص تفاوت دارند. مخلِص کسی است که خود را برای خدای متعال خالص کند؛ اما مخلَص کسی است که خدای متعال او را خالص کرده باشد. لذا: مخلِص به قدر توانایی خودش به اخلاص رسیده، اما مخلَص به قدر توانایی خدای متعال! این کجا و آن کجا؟!

“وبذل نفسه فی مرضات رسولک”

خدایا! او کسی است که همه ی وجودش را برای رضای رسول تو (که حبیب علی الاطلاق تو است) بذل کرد؛ ایثار کرد؛ او را بر خود ترجیح داد.

” وجعلها وقفاً علی طاعته”

و خودش را وقف اطاعت ایشان کرده بود؛ خودش، جانش، و اعمالش را برای وجود مقدس ایشان قرار داده بود؛ “فصل اللهم علیه صلاه دائمه باقیه”.

منبع: کانال تلگرامی تذکره

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *