چه ماه مبارکی است این ماه اسفند!

چه ماه مبارکی است این ماه اسفند!

همیشه میگن شاهنامه آخرش خوش است….

و امسال چقدر خوش است که آخرین ماه سال با او آغاز شد و با تو تمام تمام هم می شود

گرچه چادر خاکی عزای این روزهایت، جگر می سوزاند ولی به این دل خوشیم که هستید

به این دلخوشیم که نامتان بر زبانمان جاری است و هر آنچه از شما یاد شود، قطعا خیر مطلق است و بس. چه شادی شما اهل بیت باشد و چه غصه هایتان .

در اوج غم هایتان نیز برکت از سر و روی سفره های منصوب به شما می ریزد و هر کس به سهم خود از این سفره، برمی دارد.

شهر مدینه، بی شباهت نیست به کوفه این روزها

این مردمان بی وفا، از همین روزها تمرین بی وفایی کردند . از همین روزها به فرزندانشان یاد دادند که چشم بر روی همه خوبی ها ببندند و بی مهابا بتازانند .

بودنتان مستدام در دل هایمان بانو

که بی شما ، آخرین ماه سال ، رنگ و بویی نداشت .

نامتان در اسفند سال 1395 بارها و بارها بر جانمان نشست و دعا کردیم سال جدید ، پر از نگاه مادرانه تان باشد برایمان .

چه کسی لایق تر از شما برای زن بودن و مادر بودن

چه کسی لایق تر از شما برای دفاع از ولایت محض علی ع

و چه نامی سزاوارتر از نام شما برای سالی که چون شاهنامه آخرش خوش است

دریغ و حسرت برای آنهایی که دلتان را شکستند. برای آنهایی که یادشان رفت ، شما اعتبار یک خاندان بزرگید . برای مردم مدینه که غدیر را فراموش کردند و کوچه را تنگ تر کردند برایتان . ننگ بر اهل مدینه که یعسوب الدین را به طناب کشیدند و تو را به در کوفتند.

کاش این حجم عظیم سکوت در خانه شما بشکند ….

کاش، آستین ها از دهان کودکانتان برداشته شود . بشکند این بغض لعنتی و بشود بلند بلند گریست . کاش می شد فریاد زد ، صورت خراشید و ناله زد .

کاش می شد به راحتی سر مزار تو رفت . می گویند خاک سرد است . دروغ می گویند …

خاک به آتش دل تو آتش گرفت و تا ابد خواهد سوخت و خواهد سوزاند.

خاک سرد نشد بعد از تو و هزار و چهارصد سال است که ادامه دارد. اگرچه مقبره ای نیست ، و مکانی و گلدسته ای ….

ولی تا ابدالاباد ، تمام خانه هایمان برایتان فاطمیه است و دلهایمان عزادار .

دیگر در هیچ کوچه ای، مادری جلوی چشمان کودکش ، کتک نخواهد خورد.

دیگر هیچ مادر بارداری به جرم حمایت از ولایت، پشت در نخواهد ماند .

قول می دهیم هیچ دختری در کودکی ، خانه دار نشود …..

در روضه های کوچه ، عقده های دلمان را زار می زنیم و در شادی شما ، لبخند خواهیم زد .

اشک و خنده هایمان در تلفیق با هم ، بنام نامی شما ، در آخرین ماه سال ، چنان روزی وسیعی قسمتمان کرد که تا پایان سال دگر ، وام دار لطف شما هستیم .

در تمام لحظه هایمان بمانید که بوی فاطمی شما ، هوش از دل می برد….

نرگس درخشانی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *