اقرار نامه خلیفه

اقرار نامه خلیفه

پس از آن زنان و بازمندگان اهل بیت حسین (علیه السلام) را درحالی که

به ریسمان بسته شده بودند به مجلس یزید وارد نمودند . چون با آن حال

در مقابل یزید ایستادند ، علی بن الحسین (علیه السلام) فرمود : «یزید!

تو را به خدا قسم میدهم چه گمان می بری به رسول خدا اگر ما را با این

حال ببیند .»

یزید دستور داد ریسمان ها را بریدند . سپس سر حسین (ع) را درمقابل

او نهادند،چون نگاه زینب به آن سر بریده افتاد، با صدای اندوهناکی که دل

ها را میلرزاند گفت :«ای حسین جان ! ای حبیب رسول خدا ! ای فرزند

مکه و منا و ای فرزند فاطمه زهرا ! ای فرزند دختر مصطفی ! »

در این موقع زنی از بنی هاشم که در خانه یزید بود برای حسین (ع)

شروع به ندبه و ناله کرد و با صدای بلد می گفت:« ای عزیز! ای سرور

اهل بیت ! ای فرزند محمد ! ای امیر یتیمان ! و ای امید پیرزنان و یتیمان !

ای کشته فرزندان زنا !» وهر کس صدای او را شنید گریه کرد .

پس از آن یزید چوب خیزران طلبید و به لب و دندان حسین (علیه السلام)

زد . ابوبرزه اسلمی به جانب او متوجه شد و گفت :« وای بر تو ای یزید !

آیا چوب به دندان حسین فرزند فاطمه علیهما السلام می زنی ؟ من

شهادت می دهم به اینکه دیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

لب و دندان های او و برادرش حسن را می بوسید و می فرمود : شما دو

نفر سید جوانان اهل بهشتید و خدا بکشد و لعنت کند، کشندگان شما را

و جهنم را که جایگاه بدی است برای آنان آماده سازد .»

و سپس شروع به خواندن این اشعار کرد :

(لیت اشیاخی ببدر شهدوا ) (جزع الخزرج من وقع الاسل)

ای کاش بزرگان طایفه من که در جنگ بدر کشته شدند ، می بودند و

می دیدند که طایفه خزرج چگونه از شمشیر زدن ما به جزع آمده اند و

می نالند

(فاهلّوا و استهلّوا فرحا) (ثمّ قالوا یا یزید لاتشل)

تا ازدیدن این منظره ، فریاد خوشحالی آنان بلند شود پس برخیزند و

پایکوبی کنند وبگویند ای یزید دست مریزاد

(قد قتلنا القوم من ساداتهم) (وعدلناه ببدر فاعتدل)

ما بزرگان بنی هاشم و سادات آنان را کشتیم و آن را به حساب جنگ بدر

گذاشتیم و انتقام بدر را گرفتیم، این روز در مقابل آن روز قرار گرفت

(لعبت هاشم بالملک فلا ) (خبر جاء و لا وحی نزل)

بنی هاشم مدتی با سلطنت بازی کرد، گرنه نه خبری از رسالت بود و نه

وحی نازل شده!

(لست من خندف ان لم انتقم ) (من بنی احمد ما کان فعل )

من از فرزندان خندف نباشم اگر از فرزندان احمد انتقام کارهای او را

نگیرم.

(آیا این اقرار نامه خلیفه رسول خداست؟)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *