امان نمی خواهیم

امان نمی خواهیم

شمر نزدیک خیمه ها آمد و فریاد زد: کجا هستند عبدالله و جعفر و عباس و

 

 

 

عثمان پسران خواهر من؟

 

 

 

(قابل ذکر است مادر حضرت ابوالفضل (علیه السلام) و برادرانش از قبیله

 

 

 

ای بودند که شمر نیز از آن قبیله بود و در میان عرب مرسوم است که به

 

 

 

دورترین فرزندان هم قبیله هم خواهرزادگان می گفتند، نه آنکه شمر دائی

 

 

 

واقعی بوده باشد.)

 

 

 

حسین (علیه السلام) فرمود:« جواب شمر را هر چند فاسق است ،

 

 

 

بگویید زیرا دائی شما است.»

 

 

 

عباس و برادرانش گفتند: «چه می گویی؟»

 

 

 

گفت:«ای خواهر زاده های من ! شما در امان هستید و خود را با برادرتان

 

 

 

حسین به کشتن ندهید و از امیرالمؤمنین یزید اطاعت کنید.»

 

 

 

عباس فرمود:« دستت بریده باد! چه امان زشت و بدی برای ما آوردی؟ ای

 

 

 

دشمن خدا! آیا می گویی دست از یاری برادر خود حسین ، فرزند فاطمه

 

 

 

برداریم و اطاعت یزید و فرزندان لعینان را به عهده بگیریم؟!»شمر غضبناک

 

 

 

به سوی سپاه خود بازگشت.

 

 

 

چون حسین (علیه السلام) دیدند سپاه ابن زیاد در شروع جنگ، بسیار

 

 

 

عجله و شتاب دارند و موعظه و نصیحت در آنان اثر نمی کند، به برادرش

 

 

 

عباس (ع) فرمود:« اگر می توانی این سپاه را از جنگ منصرف کن که

 

 

 

امشب به نماز بپردازیم، زیرا خدا می داند که من نماز خواندن و تلاوت قرآن

 

 

 

را دوست دارم.»

 

 

 

عباس از آنان درخواست تأخیر نمود. عمربن سعد سکوت کرد، گویا مایل

 

 

 

نبود در جنگ تأخیر رخ دهد.عمرو بن حجاج زبیدی گفت:« به خدا قسم اگر

 

 

 

درخواست کنندگان ترک و دیلم بودند و چنین درخواستی را می کردند، ما

 

 

 

قبول می کردیم؛ چگونه نپذیریم و حال آن که ایشان از آل محمد هستند.»

 

 

 

پس از آن قبول کردند و جنگ را یک روز به تأخیر انداختند.

 

 

 

حضرت روی زمین نشستند، خواب ایشان را درربود و پس از بیدار شدن ،

 

 

 

به زینب فرمودند:« خواهر جان! اینک جدم رسول خدا و پدرم علی و مادرم

 

 

 

فاطمه و برادرم حسن (علیهم السلام) را در خواب دیدم به من گفتند: ای

 

 

 

حسین فردا نزد ما می آیی.»

 

 

 

زینب از شنیدن این سخن سیلی به صورت خود زد و صدا به گریه بلند

 

 

 

کرد.حسین (علیه السلام) فرمود:« خواهرم! آهسته گریه کن ، کاری نکن

 

 

 

که این مردم ما را شماتت کنند.»

 

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *