امیری حسین و نعم الامیر

امیری حسین و نعم الامیر

معروف است که “عمروبن جناده” نوجوان یازده ساله ای که پدرش قبلاً شهید شده بود ، به همراه مادرش درکاروان امام حسین(علیه السلام) شرکت داشت و در هنگامه ی نبرد اشعار نغز وزیبایی از خود به یادگارگذاشت.

رجز خوانی های این نوجوان رشید در مورد خود نیست بلکه در توصیف و معرّفی سرور و سالار شهیدان است و این خود بیانگر عمق معرفت و ارادت این نوجوان به امام زمان خویش است ؛

امیری حسین و نعم الامیر سرور فواد البشیر النذیر…

بند تکرار این شعر زیبا نیز از همین مضمون گرفته شده است:

به قلاده ی نفس گشتم اسیر شدم زار و شرمنده و سر به زیر

تهی دستم و بی نوا و فقیر مرا کس نخواند ذلیل و حقیر

مقامم بُوَد بس بزرگ و خطیر

امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

***

حسین ازکرم انتخابم کند غلام غلامش خطابم کند

گدای در خود حسابم کند بهشتم بَرَد یا عذابم کند

به عشقش اسیرم اسیرم اسیر

امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

***

خیالش زمن دلربایی کند غمش دردلم خودنمایی کند

نوایش مرا نینوایی کند ولایش مرا کربلایی کند

بدانند خلق از صغیر و کبیر

امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

***

منم عار او، او بود یارمن زلطف و کرامت، خریدار من

نبودم که او بوده دلدار من غمش شد انیسِ دل زارمن

از آن دم که مادر مرا داده شیر

امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

***

اگر چه گنه کار و آلوده ام به خاک مزارش جبین سوده ام

دمی بی ولایش نیاسوده ام گرفتار و دلداده اش بوده ام

از آن دم که آب و گلم شد خمیر

امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

***

زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنید

به تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنید

که خاکم دهد بوی مشک و عبیر

امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

***

به زخم جبین پیمبر قسم به رخسار خونین حیدر قسم

به محسن، به زهرای اطهر قسم به سبطین و عباس و اکبر قسم

به هفتاد و دو عاشق بی نظیر

امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

***

دریغا که شد خاک صحرا کفن بر آن کشته ی پاره پاره بدن

تنش پاره پاره تر از پیرهن سرش نوک نی با خدا هم سخن

نگاهش سر نی به طفلی صغیر

امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

***

به سردار بی لشگر کربلا به سرهای لب تشنه از تن جدا

به قرآن زیر سُم اسب ها به خونی که شد خونبهایش خدا

به جسمی که او را کفن شد حصیر

امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

***

به هر کوی و هر بزم و هر انجمن سرم خاک پای حسین و حسن

پدر در دوگوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من

حسینی بمان و حسینی بمیر

امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

***

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *