به سوی مرگ

به سوی مرگ

حضرت مسلم بن عقیل را طلبید و او را از جریان کار ، آگاه نمود و جواب

نامه های مردم را نوشت و توسط مسلم فرستاد.

نامه آن حضرت طبق نقل محدثین این است:

بسم الله الرحمن الرحیم. از حسین بن علی به جامعه مؤمنین و مسلمین ؛

هانی و سعید آخرین فرستادگان شما بودند که نامه شما را به من تسلیم

کردند. من از مضمون نامه شما مطلع شدم که نوشته اید: « ما امامی

نداریم، به سوی ما بیا، شاید خداوند به وسیله تو ما را به حق هدایت و

راهنمایی فرماید». من برادرم ، پسر عمم، شخصیت مورد اعتماد از میان

اهل بیتم، مسلم بن عقیل را به سوی شما می فرستم. اگر او برای من

بنویسد که نظر اکثریت شما و بخصوص فرزانگان و مردان شایسته شما

مطابق با نامه هایی است که نوشته اید، به سوی شما خواهم آمد؛ انشاء

الله.

من به جان خود سوگند یاد می کنم که امام بر حق تنها کسی است که

بر اساس کتاب خدا حکومت کند و در جامعه با عدل و قسط رفتار نماید و

متدین به دین حق باشد و خود را بر انجام دستورات دین ملزم و متعهّد

بداند. والسلام.

مسلم نامه را گرفت و به کوفه آمد. اهل کوفه از نامه حسین (علیه السلام)

و آمدن مسلم شاد شدند و او را در خانه مختار بن ابی عبیده ثقفی جای

دادند. شیعیان به دیدن مسلم می آمدند و هر دسته ای که وارد می

شدند، مسلم نامه حسین را می خواند. اشک شوق از دیدگان آنان جاری

می شد و بیعت می کردند، تا این که هجده هزار نفر با او بیعت نمودند.

حسین (علیه السلام) روز سه شنبه سوم ذیحجه و به قولی روز چهار

شنبه هشتم ذیحجه سال 60 هجری، پیش از آنکه از شهادت مسلم مطلع

شود از مکه خارج شد. روایت شده که چون حسین (علیه السلام) تصمیم

گرفت به سوی عراق برود، مقابل جمعیت ایستاده و پس از حمد خداوند

متعال و درود بر رسول خدا (صلی ا… علیه و آله و سلم) خطبه ای به این

مضمون ایراد فرمودند:

« اینک راه مرگ بر فرزندان آدم ترسیم شده است ، چون گردنبند برای

دختران جوان. من مشتاق دیدن پیشینیان خویشم، مانند اشتیاقی که

یعقوب به دیدار یوسف داشت.

سرزمینی برای کشته شدن من انتخاب شده است که به آن خواهم رسید

و گویا می بینم که اعضای بدنم را گرگهای بیابان،(لشکر ابن سعد ملعون)

در زمین کربلا پاره پاره می کنند، تا شکم های گرسنه خود را سیر گردانند

و انبان های خالی خویش را پر کنند. آری از سرنوشت نمی توان گریخت.

آنچه خداوند به آن خشنود است ما اهل بیت هم خشنودیم و بر بلاهایی که

به خاطر خدا باشد، صبر می کنیم و می دانیم او مزد صابرین را به ما عطا

می کند. ما که پاره تن پیغمبر خدا هستیم از او جدایی نداریم و در بهشت

با او خواهیم بود. بدین گونه رسول خدا خشنود خواهد شد. هرکس برای

جانبازی در راه ما آماده است و از شهادت و ملاقات خداوند خشنود، می

تواند با ما بیاید. به یاری خدا انشاءالله بامدادان از مکه خارج می شویم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *