جملات قصار نهج البلاغه

جملات قصار نهج البلاغه

جملات قصار ازنهج البلاغه

1) کسی که کردارش او را به جایی نرساند، افتخارات خاندانش، او را به جایی نخواهد رسانید.

2) برادرت را با احسانی که در حق او میکنی سرزنش کن و شر او را با بخشش باز گردان.

3) در دگرگونی روزگار، گوهر شخصیت مردان شناخته میشود.

4) سخن در بند توست، تا آن را نگفته باشی و چون گفتی، تو دربند آنی، پس زبانت را نگه دار چنانکه طلا و نقره خود را نگه میداری.

5) کسی که مصیبتهای کوچک را بزرگ شمارد، خدا او را به مصیبتهای بزرگ مبتلا خواهدکرد.

6) بخشش بیش از خویشاوندی، محبت میآورد.

7) کسی که خود را در جایگاه تهمت قرار داد، نباید جز خود را نکوهش کند.

8) بردباری و تحمل سختیها، ابزار ریاست است.

9) زبان تربیت نشده، درندهای است که اگر رهایش کنی میگزد.

10) بخشنده باش اما زیادهروی نکن، در زندگی حسابگر باش اما سختگیر مباش.

11) بدترین دوست، آن است که برای او به رنج و زحمت افتی.

12) سزاوار نیست که بنده خدا به دو خصلت اعتماد کند، تندرستی و توانگری.

14) ای مردم؛ همانا بر شما از دو چیز میترسم، هواپرستی و آرزوهای طولانی. اما پیروی از خواستهها و تمایلات نفس، انسان را از حق باز میدارد و آرزوهای طولانی، آخرت را از یاد میبرد.

15- دلهای مردم گریزان است، و لذا به کسی روی آورند که خوشرویی کن

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *