حاجت خواهی در امور دنیوی

حاجت خواهی در امور دنیوی

حاجت خواهی در امور دنیوی
آیا این اعتقاد که در زمان حیات حضرت فاطمه سلام الله علیه، مسلمانان می توانستند خدمت ایشان مشرف شده، برای امری از امور دنیوی خویش از ایشان، کاری را درخواست نمایند، شرعا مردود(مورد اشکال ) است؟

اساسا درخواست چیزی از (اولیای خدا) به صورت های گوناگون انجام می گیرد که در زیر به آنها اشاره می شود:

الف) در امور دنیوی

از (فرد زنده) درخواست می شود که مثلا در ساختن خانه ای کمک کند و یا از ظرف آبی که درکنار دست او قرار دارد، شخصی را سیراب نماید.
درخواست کار و کمک از زندگان در امور عادی که اسباب طبیعی و عادی دارد، اساس تمدن بشر را تشکیل می دهند. زندگی بشر در این جهان خاکی بر اساس تعاون استوار است و همه عقلای جهان در امور زندگی از یکدیگر کمک می طلبند و حکم این موضوع آن چنان واضح است که هرگز احدی در آن اشکال نکرده است و برای این، به نقل آیه ای اکتفا می شود:
(ذوالقرنین) درساختن سد در برابر تجاوز (یاجوج) و (ماجوج) به ساکنان منطقه رو کرد و گفت:
فاعینونی بقوه اجعل بینکم و بینهم ردما.( کهف/95)
با نیرویی که در اختیار دارید مرا کمک کنید تا میان شما و آنان سدی قرار دهم.

ب) در امور دینی و اخروی

اگر از (فرد زنده) درخواست شود که در حق کسی دعا کند و برای او از خدا طلب آمرزش نماید، در این صورت از شخص سوال شده، کاری درخواست می شود که صد در صد به صورت یک امر طبیعی در اختیار او نمی باشد .
صحت و استواری یک چنین درخواست از احیاء درخواست دعای خیر و یا طلب آمرزش از زندگان در جهان ماده از ضروریات قرآن مجید است وهر کس مختصر آشنایی با قرآن داشته باشد، می داند که شیوه پیامبران این بوده که در حق امت خود، طلب مغفرت می کردند و یا خود امت از پیامبران چنین درخواستی می نمودند .
به سراغ کتاب خدا می رویم:

الف: گاهی خداوند به پیامبر خود دستور می دهد که وی درباره ی افرادی طلب آمرزش کند:
فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر.( آل عمران / 159 )
از آنان درگذر و در حق آنان طلب آمرزش بنما و با آنها درامور مشورت کن.

فبایعهن و استغفر لهن الله ان الله غفور رحیم.( ممتحنه/ 12 )
با زنان بیعت بنما و برای آنها از خدا طلب آمرزش کن، حقا خداوند بخشنده و رحیم است.

خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها وصل علیهم ان صلوتک سکن لهم والله سمیع علیم.( توبه/ 103 )
از اموال آنان صدقه بگیر. آنان را با این عمل پاک گردان. در حق آنان دعا کن زیرا دعای تو در حق آنان، مایه آرامش آنها است و خداوند دانا و شنوا است.
در آیه اخیر, خداوند مستقیما به پیامبر دستور می دهد که در حق آنان دعا کن و تاثیر دعای او آن چنان سریع است که افراد پس از دعای پیامبر در باطن احساس آرامش می کنند.

ب: گاهی خود پیامبران به گنهکاران وعده می دادند که در شرایط خاص برای آنها طلب آمرزش خواهند کرد:
الا قول ابراهیم لابیه لاستغفرن لک(ممتحنه/ 4)
مگر وعده ابراهیم به عموی خود که برای تو طلب آمرزش خواهم کرد.
ساستغفر لک ربی انه کان بی حفیا.( مریم/ 47)
ابرهیم گفت به زودی برای تو طلب آمرزش می کنم زیرا خدایم مهربان است.
و ما کان استغفار ابراهیم لابیه الا عن موعده وعدهها ایاه(توبه/ 114 )
طلب آمرزش ابراهیم برای عموی خود به خاطر وعده قبلی بود.

این آیات حاکی از آن است که پیامبران به گنهکاران وعده و نوید استغفار می دادند تا آن جا که (ابراهیم) نیز به (آزر) این چنین نویدی داده بود ولی وقتی او را در بت پرستی پایدار دید، از طلب آمرزش خودداری کرد زیرا یکی از شرایط استجابت دعا این است که شخص ,موحد باشد.
ج ـ گاهی است که به پیامبر اخطار می شود که طلب آمرزش او در حق اشخاص و منافقانی که هنوز در بت گرایی خود باقی هستند, به هدف اجابت نمی رسد و در غیر آن, تاثیر خاصی دارد:
ان تستغفر لهم سبعین مره فلن یغفر الله لهم(توبه/ 80 )
اگر درباره آنها هفتاد بار طلب آمرزش کنی خداوند آنان را نخواهد بخشید.
سواء علیهم استغفرت لهم ام لم تستغفر لهم لن یغفر الله لهم.( منافقون / 6 )
مساوی و برابر است درباره آنان طلب آمرزش بنمایی یا ننمایی. خداوند آنان را نخواهد بخشید.
و لما وقع علیهم الرجز قالوا یا موسی ادع لنا ربک بما عهد عندک لئن کشفت عنا الرجز لنومنن لک و لنرسلن معک بنی اسرائیل.( اعراف/ 134 )
وقتی عذاب آل فرعون را فرا گرفت، به موسی گفتند روی عهدی که با خدا دارای (وعده داده است که دعای تو را مستجاب کند) برای ما دعا کن. اگر (با دعای خود) عذاب را برطرف کردی به تو ایمان می آوریم و بنی اسرائیل را همراهت روانه می کنیم.

در این جا گنهکارانی از (موسی بن عمران) درخواست دعا می کنند و به گواهی جمله ی (بما عهد عندک) آنان می دانستند که خداوند با موسی چنین عهدی دارد.
بنا بر این به شهادت قرآن افرادی در جوامع بشری وجود دارند که در امور دینی و اخروی تاثیر دارند و لذا مراجعه ی افراد به ایشان برای درخواست انجام چنین اموری جایز است.

د) از برخی از آیات قرآن استفاده میشود که مسلمانان پیوسته به حضور رسول خدا می رسیدند و از ایشان می خواستند که برایشان دعا و طلب آمرزش نماید و وقتی به منافقان پیشنهاد می کردند که آنها نیز چنین کنند، بااکراه و روی گردانی منافقان مواجه می گردیدند:
واذا قیل لهم تعالوا یستغفر لکم رسول الله لووا رووسهم و رایتهم یصدون و هم مستکبرون.( منافقون/5)
وقتی به آنان گفته می شود بیایید تا پیامبر خدا برای شما طلب آمرزش نماید، سرهای خود را (به عنوان مسخره) می گردانند و ایشان را می بینی که با تکبر مانع (حق) می شوند.

ه) از آیات دیگری استفاده می شود که دسته ای با ایمان پیوسته برای گروه دیگر دعا می کردند:
والذین جاءو من بعدهم یقولون ربنا اغفرلنا و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان.( حشر/10)
و گروهی که پس از آنان آمدند، می گویند پروردگارا، ما و برادران ما را که در ایمان بر ما سبقت و پیشی جستند، بیامرز.
نه تنها این گروه افراد با ایمان را دعا می کنند، بلکه حاملان عرش و گروهی که دراطراف آن قرار گرفته اند نیز، برای افراد با ایمان طلب آمرزش می نمایند:
الذین یحملون العرش و من حوله یسبحون بحمد ربهم ویومنون به و یستغفرون للذین ءآمنوا ربنا وسعت کل شیء رحمه و علما فاغفر للذین تابوا و اتبعوا سبیلک و قهم عذاب الجحیم.( مومن/7)
گروهی که عرش را حمل می کنند و افرادی که در اطراف آن قرار دارند ، با ستایش خدا، او را از عیب و نقص تنزیه می کنند و برای افراد با ایمان طلب آمرزش می نمایند (و می گویند) پروردگارا، رحمت و علم تو همه جا را فرا گرفته است، پس افرادی که توبه کرده اند و از راه تو پیروی می کنند، ببخش و ایشان را از عذاب دوزخ بازدار.

و) خداوند دستور می دهد که گروه با ایمان ولی گنهکار، برای جلب مغفرت خدا، به حضور (پیامبر گرامی) بروند و از او بخواهند که در باره ی آنان طلب آمرزش کند، که اگر چنین کنند، خداوند گناهان آنان را می بخشد.
«ولوانهم اذظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توا با ًرحیماً» (نساء 64)
اگر آنان موقعی که بر خویشتن ستم کردند، پیش تو می آمدند، از خداوند طلب آمرزش می نمودند و پیامبر نیز برای آنان طلب آمرزش می کرد، خداوند را توبه پذیر و رحیم می یافتند.
چه آیه ای روشن تر از اینکه خداوند به امت گنهکار دستور می دهد که برای جلب مغفرت خدا، حضور پیامبر برسند و از او بخواهند که در حق آنان دعا کند؟

حضور رسول خدا رسیدن برای درخواست استغفار از او، دو فایده ی روشن دارد:
الف: درخواست استغفار از پیامبر در گنهکاران ،روح اطاعت و پیروی از پیامبر را زنده کرده و سبب می شود که آنان به خاطر مقامی که احساس می کنند پیامبر دارد، از او به خوبی پیروی نمایند.

اصولا ً یک چنین رفت و آمدی در انسان، حالت خضوع نسبت به پیامبر پدید می آورد و انسان را آماده می سازد که آیه ی «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول» (نسا / 59) را از صمیم دل عمل نماید.
ب : این عمل ،مقام و موقعیت پیامبر را در اذهان امت به خوبی ترسیم می کند و می رساند که همان طور که فیض های مادی از طریق اسباب خاصی به بندگان الهی می رسد، فیض معنوی ،که همان مغفرت خداست ،نیز از طریق اسباب معینی مانند دعای پیامبر و عزیزان درگاه خدا، فرود می آید.
اگر خورشید آسمان، سبب حرارت، نیرو و انرژی است و این همه، از طریق آفتاب به بندگان می رسد، و جهان هستی در هر دو مورد، جهان اسباب و مسببات است و الطاف مادی و معنوی در هر دو جهان، همراه با سبب است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *