قطره ای از رحمت امام مهربانی ها

قطره ای از رحمت امام مهربانی ها

حضرت علی (علیه السلام) علاوه بر اجرای دقیق عدالت، تا آخرین توان خود، در حد ایثار و فداکاری بی‏ نظیر، به نیازمندان و مردم احسان و مهربانی می‏کرد. آسایش خود را فدای سامان دادن به امور مستضعفین و بینوایان نموده بود . گویی خداوند وجود او را وقف سامان دهی و رسیدگی به کار دردمندان و مستمندان نموده است . یک قطره اشک یتیم کافی بود که زانوان او را خم کند و بدنش را به لرزه درآورد. او همواره در شب‏های تاریک، آرد و نان و غذاهای دیگر را بر دوش می‏گرفت و به خانه فقرا می‏برد، آنها را سیر می‏کرد در حالی که خود گرسنه بود. تنها به عنوان نمونه به ذکر چند فراز می‏پردازیم:

1.«ابوالطفیل‏» می‏گوید: علی (علیه السلام) را دیدم که با کمال مهربانی، یتیمان را فرا می‏خواند و نوازش می‏کرد و به آنها عسل می‏داد و آنها می‏خوردند; مصاحبت آن حضرت با آنها به قدری مهرانگیز بود که یکی از حاضران گفت: دوست داشتم، من هم یتیم بودم و این گونه مشمول نوازش حضرت علی (علیه السلام) قرار می‏گرفتم.

مناقب، ج2، ص73 و 75

2.روزی علی (علیه السلام) از بازار خرمافروشان عبور می‏کرد; کنیزی را دید که گریه می‏کند; نزد او رفت و فرمود: «چرا گریه می‏کنی؟» او عرض کرد: مولای من، برای خرید خرما مبلغی پول به من داد به اینجا آمدم و خرما خریدم و نزد مولایم بردم، آن را نپسندید و گفت نامرغوب است، ببر و پس بده، اینک نزد فروشنده آمده‏ام ولی او حاضر به پس گرفتن نیست . علی (علیه السلام) نزد فروشنده آمد و به او فرمود: «ای بنده خدا! این بانو کنیز و خدمتکار است و از خود اختیاری ندارد، پولش را بده و خرمای خود را از او بستان». خرما فروش که علی (علیه السلام) را نمی‏ شناخت، از دخالت علی (علیه السلام) ناراحت‏ شده، برخاست و گفت: تو چه کاره هستی که در کار ما دخالت می‏کنی؟ آنگاه دست رد بر سینه علی (علیه السلام) زد، مردمی که در آنجا بودند و علی (علیه السلام) را می‏شناختند، به فروشنده خرما گفتند: این آقا «علی بن ابی‏طالب (علیه السلام)» امیرمؤمنان است; آن مرد با شنیدن این سخن، لرزه بر اندام شد و رنگش پرید و بی‏درنگ پول کنیز را به او داد و خرمای خود را پس گرفت، سپس دست‏ به دامن علی (علیه السلام) شد و عرض کرد: ای امیرمؤمنان از من راضی شو . علی (علیه السلام) فرمود: رضایت من از تو به این است که امور خود را اصلاح کنی و با مردم خوش رفتاری نمایی . به این ترتیب، کنیز خشنود شد و شادمان به خانه مولای خود بازگشت .

بحارالانوار، ج41، ص112

3.از احسان علی (علیه السلام) به قاتلش «ابن ملجم‏» اینکه به فرزندش امام حسن (علیه السلام) فرمود: نسبت‏ به ابن ملجم مهربان باش، او اسیر تو است، به او رحم و احسان کن . . . ما خاندانی هستیم که روش ما آمیخته با کرم، عفو، مهربانی و شفقت است، سوگند به حقی که بر گردنت دارم، از آنچه می‏خورید و می‏آشامید، به او نیز بدهید، دست و پایش را زنجیر نکن، اگر از دنیا رفتم او را با یک ضربت که به من زده قصاص کن، او را مثله نکن (اعضای بدنش را جدا نکن) زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از مثله بپرهیزید حتی نسبت‏به سگ گزنده; و اگر زنده ماندم، خودم می‏دانم با او چه کنم، ما از خاندانی هستیم که نسبت ‏به گنهکار با عفو و گذشت و کرم برخورد می‏کنیم.

بحارالانوار، ج42، ص287 و 288.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *