مهم ترین انگیزه…

مهم ترین انگیزه...

درباره قیام امام حسین(علیه السلام) انگیزه های متعددی ذکر شده است که همگی
قابل بحث و بررسی هستند، اما زنده کردن احکام اسلام و از بین بردن بدعت ها و امور
باطلی که پس از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به وجود آمده بود، اساسی ترین
انگیزه قیام امام حسین(علیه السلام) را تشکیل می داد و انگیزه های دیگر می توانند
ابزار تحقق این هدف باشند، امام(علیه السلام) خود به این انگیزه اشاره کرده می
فرماید:
“سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از میان رفته و بدعت در دین زنده شده است،
اگر سخن مرا بشنوید و امر مرا اطاعت کنید، شما را به راه رستگاری هدایت می کنم.”
امام حسین(علیه السلام) قیام کرد تا احکام و ارزش هایی را که مرده بود، زنده کند،
بدعت هایی که در دین به وجود آمده بود را بمیراند، و ارزش های فراموش شده دین
جدش را به جامعه بازگرداند.
ایشان یزید را مخالف دین خدا و حرام کننده حلال و حلال کننده حرام خدا می دانستند
که در آن زمان منشا فتنه ها، مفسده ها، بدعت ها و گمراهی ها بود و اگر امام(علیه
السلام) می خواست به احیاء دین خدا بپردازد باید با او مبارزه می کرد و این مبارزه را
هم واجب میدانست. امام حسین(علیه السلام) روی کار آمدن یزید را خاتمه اسلام تلقی
می کرد و می فرمود:
“سلام بر اسلام (که از بین ما می رود) چون امت اسلامی به حاکمی مانند یزید گرفتار
شد.”
بنابراین هدف از مبارزه، اصلاح جامعه بر اساس معیارهای اسلامی و رفع مفاسد بود،
چه این که در پایان یکی از خطبه های خود فرمود:
“خدایا تو میدانی که آنچه را ما بیان کردیم برای رقابت در به دست گرفتن حکومت و
رسیدن به زیادی مال دنیا نیست، بلکه برای این است که نشانه های دین تو را (به
جامعه) برگردانیم و اصلاح را در شهرهای تو آشکار سازیم، و بندگان ستمدیده ات امنیت
یابند و به واجبات و سنن و احکام تو عمل شود.
من از روی خود خواهی، خوشگذرانی و فساد و ستمگری از مدینه خارج نشدم بلکه
برای اصلاح امت جدم بیرون آمدم. می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به
سیره جدم و پدرم علی بن ابیطالب عمل نمایم.”
امام(علیه السلام) در جای دیگر در بیان انگیزه خود می فرماید:
“آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی گردد تا مومن به لقاء خدا
راغب شود؟”
هم چنین در زیارت اربعین آن حضرت آمده است:
” خونش را در راه تو ریخت تا بندگانت را از جهالت و حیرت و گمراهی نجات دهد.”
وقتی امام حسین(علیه السلام) بر روی زمین در خون خود می غلطید و غریب و تنها و
تشنه و مظلوم، سخت ترین حالات خود را در محاصره سی هزار دشمن طی میکرد،
همه یاران و مردان خاندان او کشته شده و خیمه های او در خطر اسارت بودند، در
آخرین مناجات خود عرض کرد:
“پروردگار من! بر قضای تو صبر می کنم، خدایی جز تو نیست، ای فریاد رس
دادخواهان.”
این درس بزرگی است که پیروان سالار شهیدان به قضای الهی راضی باشند و سختی
ها را مثل آسایش بپذیرند و هرچه از سوی خدا پیش آید را، زیبا بدانند چه این که زینب
(علیه السلام) مصیبت های سنگین زمان جنگ و اسارت را که بی نظیرترین مصیبت
های عالم بودند، تحمل کرد و در جواب ابن زیاد که پرسید چگونه بر آنها گذشت،
فرمود:”ما رایت الا جمیلا” جز زیبایی چیزی ندیدم.
خون و درد و اسارت، زیبایی نیست ، زیبایی تسلیم شدن در برابر اراده پروردگار است.

امام حسین(علیه السلام) قیام انگیزه

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *