می نویسم «سکوت»، می خوانم فریاد!

می نویسم «سکوت»، می خوانم فریاد!

شاید در یک نگاه ابتدایی چنین تصور شود که امیرالمؤمنین علیه‌السلام هیچ واکنش و عکس العملی از خود نشان ندادند و هیچ اقدامی علیه حکومت غاصبانهٔ خلیفه ی اول توسط ایشان صورت نگرفت.

آن چه در ادامه می‌خوانید برگرفته از کتاب «مظلومی گمشده در سقیفه» به قلم آقای علی لباف می باشد.

همانگونه که در کتاب هم ذکر شده، تحلیل ها با استفاده از اسناد مندرج در مآخذ ذیل ارائه گردیده است:

بحارالانوار(علامه مجلسی)، جلد ۲۸ و ۲۹

دراسه و تحلیل حول الهجوم علی بیت فاطمه علیهالسلام(شیخ عبدالزهرا مهدی)

بیت الاحزان فی مصائب سیده النسوان علیها السلام(شیخ عباس قمی)

الکوثر فی احوال فاطمه بنت النبی الاطهر علیهاالسلام(سید محمد باقر موسوی)، جلد ۵ و ۶

مأساه الزهرا علیها السلام (سید جعفر مرتضی عاملی)، جلد ۲

فاطمهٔ زهرا علیها السلام در کلام اهل سنت (سید مهدی هاشمی)، جلد ۲

عبور از تاریکی (عدنان درخشان)

حور در آتش(مسعود سید آقایی)

تحلیل حوادث ناگوار زندگانی حضرت زهرا علیها السلام (محمد دشتی)

احتجاج های کوبنده در مسجد النبی

شواهد تاریخی گویای آن است که آن حضرت موضع گیری های خود علیه ارتجاع حاکم را از احتجاج های کوبنده و رسواگر -آن هم در مسجد النبی – آغاز نمودند.

این سخنرانی های کوبنده در روزهای دوشنبه و سه شنبه (روز رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و فردای آن، یعنی نخستین روز حکومت غاصبانه ی خلیفه ی اول) و با هدف حق به یغما رفته ی خلافت ایراد گردیده است.

امیرالمؤمنین در ضمن این احتجاج های کوبنده به صراحت از حق خلافت خویش سخن به میان آورده و بر غاصبانه بودن خلافت خلیفه ی اول و نامشروع بودن آن، تاکید ورزیدند.

بیت فاطمه علیهاالسلام، کانون تحصّن و اجتماع برخی مخالفین حکومت

به دنبال تلاش نظام حاکم جهت اخذ بیعت اجباری از ساکنین شهر مدینه که با حمایت چماق به دستان! قبیله ی أسلم و در نخستین روز حکومت خلیفه ی اول صورت گرفت؛ منزل مسکونی امیرالمومنین و فاطمهٔ زهرا علیهماالسلام به کانون تحصّن و اجتماع برخی از مخالفین خلافت ابوبکر (و البته نفوذ برخی هواداران خلیفه از جمله طلحه و سعد ابن ابی وقاص) تبدیل گردید. مخالفینی که به تصریح برخی اسناد تاریخی سلاح به همراه داشتند.

رفت و آمد مخالفین و تحصّن آنان در این مکان شریف، از چشم خلیفه و هواداران او پنهان نبود.
سرانجام این تحصّن با هجوم نظامی هواداران خلیفه و تهدید عمر مبنی بر آتش کشیدن بیت فاطمه سلام الله علیها به شکست انجامید.

با توجه به برخی قرائن میتوان گفت: این تحصّن، حداکثر سه روز به طول انجامید که در نهایت، با هجوم مسلحانهٔ هواداران خلیفه و ضرب و شتم شدید متحصّنین، در روز جمعه(چهار روز پس از رحلت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله)، پایان یافت و تنها امیرالمؤمنین علیه‌السلام بود که با توجه به حمایت خاص حضرت زهرا سلام الله علیها از ایشان، از گزند این هجوم مصون ماند.

استنصارهای شبانه

هر چند شکست این تحصّن- که با تهدید های عمر بن خطاب مبنی بر احراق بیت فاطمه سلام الله علیها همراه بود، اجتماع «اندکْ مخالفین بیعت با خلیفه ی اول » را پراکنده ساخت؛ اما این حادثه ی ناگوار هیچ خللی در عزم راسخ امیرالمؤمنین علیه‌السلام و حضرت زهرا علیها السلام جهت سرنگون ساختن طاغوت حاکم وارد نیاورد‌.

شهر مدینه در پنجمین روز از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله شاهد اقدامات جدیدی از سوی امیرالمؤمنین علیه السلام و حضرت زهرا علیها السلام گردید.
نخستین حادثهٔ مهم در این ایام یعنی روزهای پنجم تا هفتم پس از رحلت، استنصارهای شبانه می باشد.
مطابق برخی اسناد تاریخی، امیرالمؤمنین علیه‌السلام با اتّکا به همراهی و مساعدت حضرت زهرا علیها السلام، در سه شب متوالی به در خانه های مهاجرین و انصار مراجعه فرمودند و از آنان برای سرنگون ساختن خلافت خلیفه ی اول طلب یاری نمودند.

مطالبهٔ حقوق مالی غصب شده

به موازات این استنصارهای شبانه- که در حقیقت دعوت به جهاد بود- حضرت زهرا سلام الله علیها از طریق مطالبهٔ حقوق مالی غصب شدهٔ شان، به رسواسازی نظام حاکم و آشکارسازی چهرهٔ واقعی خلیفه اقدام فرمودند.

این مطالبات مالی -که با حمایت و پشتیبانی امیرالمؤمنین علیه‌السلام و در چندین روز متوالی صورت یافت-، نخست شامل مطالبهٔ میراث و سهم ذی القربا بود.
دادخواست های مالی حضرت زهرا سلام الله علیها -که همچون پتکی بر سر نظام خلافت فرود می آمد- سرانجام در دهمین روز پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله با ایراد خطبهٔ آتشین حضرت زهرا علیهاالسلام در مسجد النبی (خطبهٔ فدک) به اوج خود رسید.

استنصار در مسجد النبی

مطابق برخی شواهد تاریخی، حضرت امیر علیه السلام در نهمین روز پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله به ایراد سخنرانی پرداخته و در شامگاه همان روز، برای چهارمین بار از مهاجرین و انصار طلب یاری نمودند تا با مساعدت آنان، خلیفه ی اول را از مسند خلافت ساقط گردانند.

البته این استنصار نیز همچون دفعات قبل، بی پاسخ باقی ماند و از کوتاهی صحابه در یاری رساندن به وصیّ بر حق رسول خدا صلی الله علیه و آله حکایت داشت.

این سستی و رخوت در یاری رساندن به امیرالمؤمنین علیه‌السلام آن چنان تلخ و رنج آور بود که حضرت زهرا سلام الله علیها بخشی از خطابهٔ خود در مسجد النبی را به سرزنش انصار اختصاص دادند و با قرائت آیهٔ شریفه «فقاتلوا ائمه الکفر» بار دیگر آنان را به جهاد علیه حکومت غاصب فراخواندند.

حمایت های امیرالمؤمنین علیه السلام برای استرداد فدک

به جرأت می‌توان روزهای دهم (پس از رحلت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله) به بعد را روزهای اوج غربت، تنهایی و مظلومیت خاندان وحی دانست.

از جمله حوادث ناگوار در این ایام ماجرای غم انگیز مصادره و غصب باغ فدک می باشد که به احتمال زیاد، در پانزدهمین روز پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله به وقوع پیوسته است.

از آنجایی که امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام (با توجه به برخی سخنان عمر بن خطاب) از تصمیم خلیفه مبنی بر غصب فدک بی اطلاع نبودند؛
لذا حضرت زهرا سلام الله علیها بلافاصله پس از رسواسازی خلیفه ی اول در ماجرای ارث، اقدام به طرح و اثبات مالکیت خود بر باغ فدک نموده و سرانجام طی چندین نوبت متوالی، استرداد فدک را خواستار گردیدند.

پشتیبانی و حمایت های گستردهٔ امیرالمؤمنین علیه‌السلام از مطالبات مالی حضرت زهرا سلام الله علیها از یک سو و نیز ترس و وحشت نظام حاکم از بیداری افکار عمومی و خارج شدن خلیفه ی اول از گردونه قدرت- به ویژه پس از سخنرانی دوازده تن از یاران امیرالمؤمنین در مسجدالنبی- موجب گردید تا خلیفه و اطرافیانش در اندیشهٔ شوم «هجوم اصلی» به بیت فاطمه علیهاالسلام و اخذ بیعت اجباری از امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرو روند.

منبع:
@haghayeghe_nagofte

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *