نقلی از شاگردان امام ششم علیه السّلام

نقلی از شاگردان امام ششم علیه السّلام

روزی هشام ابن حکم از شاگردان معروف امام صادق –علیه السلام- در محضر ایشان بود در حالی که

جمعی از یاران آن حضرت نیز حضور داشتند امام –علیه السلام- خطاب به او کرد که آیا نمی خواهی

جریان خود را با عمرو ابن عبید برای ما تعریف کنی ؟

هشام عرض کرد که من به خاطر احترام به مقام معظم شما و شرم و حیا از محضرتان سکوت کرده ام .

امام – علیه السلام- فرمود : هر وقت ما بر شما چیزی را امر کردیم شما آن را انجام دهید.

هشام گفت : به من خبر دادند که عمرو ابن عبید در مسجد بصره می نشیند و عقیده ی خود را تبلیغ

می کند(ضد عقاید شیعه حرف می زند). این برای من خیلی گران آمد ، وارد مسجد شدم دیدم که

جمعیت زیادی اطراف با عمرو ابن عبید حلقه زدند و با او گفتگو می کنند . فریاد زدم ای مرد عالم من

مردی غریب هستم آیا اجازه می دهی سوالی از شما کنم ؟

-سوال کن

– آیا چشم داری ؟

– پسرم این چگونه پرسیدن است داری می بینی که چشم دارم.

– سوال های من این گونه است.

-پسرم بپرس، هرچند که سوالهایت احمقانه است.

– جواب مرا به همین نوع سوال ها می دهی ؟

– بله بپرس.

– آیا چشم داری ؟

– آری

– با آن چه می کنی ؟

– رنگ ها و اشخاص را با آن می بینم.

– شامه داری ؟

– آری.

– با آن چه می کنی ؟

– بوییدنی ها را استشمام می کنم.

– دهان داری ؟

– آری.

– با آن چه می کنی ؟

– طعم غذا ها را می فهمم.

– آیا قلب داری؟

– آری.

– آیا این جوارح از قلب بی نیاز هستند؟

– نه.

– چگونه ممکن است؟

– پسرم هر وقت جوارح انسان درباره ی چیزی شک کنند آن را به قلب ارایه می دهند که شک را برطرف

کند و به یقین برساند.

– خداوند تبارک و تعالی قلب را برای رفع ابهام و شک قرار داد ؟

– آری.

– پس جوارح نیاز مند به قلب هستند و در غیر این صورت به یقین نمی رسند؟

– آری.

– ای ابا مروان، چطور شد که خداوند برای جوارح انسان امام و پیشوایی قرار داد که محل بر طرف کردن

شک و ابهام باشد اما این خلق را همگی سرگشته و حیران گذاشت تا همچنان در شک و اختلاف

بمانند و برای ایشان امام و رهبر انتخاب نفرمود تا آنها را از شک و حیرت به در آورد؟

هشام می گوید اینجا بود که طرف مناظره ساکت شد و دیگر سخن نگفت. آن گاه امام – علیه السلام-

خندید و فرمود چه کسی به تو آموخت که از این طریق وارد بحث شوی ؟

عرض کرد : هرچه دارم از شما دارم . امام – علیه السلام- فرمود : به خدا سوگند این طریق بحث کردن

در صحف ابراهیم و موسی نوشته شده است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *