نه یاری کنید نه بجنگید!

نه یاری کنید نه بجنگید!

پس از آن زین العابدین امام سجاد علیه السلام به مردم اشاره کرد که

خاموش شوند. مردم ساکت شدند و آن حضرت ایستاد . حمد و ثنای

الهی را بجا آورد و رسول خدا صلوات الله علیه و آله و سلّم را نام برد و بر

او درود فرستاد و فرمود:

«ای مردم! هر که مرا می شناسد، می داند که من کیستم، و هر که مرا

نمی شناسد خود را به او معرفی می نمایم. من علیّ بْن الحسین بْن

علیّ بْن ابی طالبم. من فرزند آن کسی هستم که حرمت او را شکستند

و اموال او را به غارت و یغما بردند و اهل بیتش را اسیر کردند.

شما با کدام چشم به چهره ی رسول خدا صلوات الله علیه و آله و سلّم

نگاه می کنید، هنگامی که به شما بگوید: «فرزندان مرا کشتید و هتک

حرمت من نمودید و شما از امّت من نیستید؟» در این موقع از هر طرف

صدای گریه بلند شد و بعضی به بعضی دیگر گفتند: «هلاک شدید و

ندانستید.»

حضرت سجاد علیه السلام فرمود: «مشمول رحمت خدا باشد کسی که

نصیحت مرا بپذیرد و وصیّت مرا در راه خدا و رسول خدا و اهل بیتش حفظ

کند، چون پیروی و اقتدای به ما اقتداء به رسول خدا است.»

مردم یکصدا گفتند: «ای پسر پیغمبر! ما همه به فرمان تو و مطیع تو و نگاه

دارنده ی عهد و پیمان تو هستیم و هرگز از تو روی، باز نمی گردانیم و به

هر چه امر کنی، اطاعت می کنیم و می جنگیم با هر که با تو بجنگد، و

صلح می کنیم با هر که با تو صلح کند؛ تا از یزید خونخواهی کنیم و از

کسانی که به تو ظلم کردند و ستم نمودند، بیزاری جوییم.»

حضرت فرمودند:«هیهات! هیهات! ای غدّارهای حیله باز که جز خدعه و

مکر خصلتی در شما نیست. آیا می خواهید آنچه را که با پدران من نمودید

با من نیز روا دارید؟ به خدا قسم چنین امری ممکن نیست، زیرا هنوز

جراحاتی را که از اهل بیت پدرم بر دل من وارد آمده است، بهبود نیافته و

مصیبت جدّم رسول خدا صلوات الله علیه و آله و سلّم و پدرم و برادرانم

فراموش نشده و تلخی آن در کام من برنخاسته است و سینه و گلویم را

تنگ فشرده است و غصّه آن در سینه ی من جریان دارد. من از شما می

خواهم که نه ما را یاری کنید و نه با ما بجنگید.»

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *