همسایه

همسایه

صدای قشنگی تو نیمه های شب، خواب رو از چشمان حسن کوچک، دور می کنه، صدای مهربان مادرشه که باز پای سجاده نشسته و داره با خدای خودش راز و نیاز می کنه.

حسن، عاشق این صداست، آرامش و مهربونی خاصی داره، انگار نوای آسمونیه، دلش برای نوازش های مادر تنگ می شه، آروم آروم خودشو نزدیک مادر مهربونش می رسونه، سرشو روی پای مادر می ذاره و دستای آسمونی بهترین بانو رو، روی موهای نرم و ابریشمیش حس می کنه.
حسن خواب و بیداره، توی مناجات های مادر، اسم همه رو می شنوه، چرا این قدر مادر، برای همسایه ها دعا می کنه! پس خودمون چی؟ گوش تیز می کنه و منتظر می شه، مادر نام تک تک همسایه ها رو به زبون میاره و از خدا براشون طلب خیر می کنه.
چشماشو باز میکنه و سوالشو از مادر می پرسه: مادرجان، چرا اینقدر برای همسایه ها دعا می کنی؟
بانوی دو جهان، همینطور که موهای پسرشو نوازش می کنه می گه: پسرم، عزیزم، پدربزرگت پیامبر خدا، خیلی سفارش همسایه ها رو میکردن، می گفتن اگه می خواین بنده ی خوب خدا باشین، باید هوای همسایه ها رو داشته باشین، اگرم می خواین دعا کنین، اول همسایه ها، بعد خودمون. (بحارالانوار، ج 43، ص 82، از روایت 3)

همسایه کیست؟

دقت فرمایید! خداوند راضی نیست که بندگانش او را پدر خود خطاب کنند، اما راضی است که او را همسایه ی پناه بخش خود بخوانند و بگویند:یا جارَ مَن لا جارَ لَه!

خیلی از ما قدر همسایه هایمان را نمی دانیم؛ حتی قدر همسایه های بدمان را! همان همسایه هایی را که سطل زباله شان را در محل نامناسب می گذارند و همانهایی که ماشینشان را در مکان نامناسب پارک می کنند؛ آنها هم باید وجودشان برای ما عزیز باشد. می دانید چرا؟
در اصطلاح دین، واژه زیبایی درباره ی همسایه به کار برده می شود. در زبان دین برای اشاره به همسایه از واژه ی”جار” استفاده می شود. واژه ی “جار” در زبان عرب از ریشه ی”پناه دادن” گرفته شده است و به معنای کسی است که به شما پناه می دهد یا متقابلاً شما به او پناه می دهید. لغت “اجاره” نیز به معنای پناه دادن به کار می رود.
بدین ترتیب، همسایه ی شما کسی است که در کنار خانه ی شما پناه گرفته است؛ چنانکه شما هم در کنار او احساس تنهایی و ترس نمی کنید.
تصور کنید اگر خانه شما در یک دشت یا در میان باغ ها و درختستان هایی غیرمسکون قرار داشت؛ تصور کنید که خانه شما از آبادی های اطراف کیلومترها دور بود و هیچ همسایه ای نداشتید؛ هوا که تاریک می شد چه احساسی به شما دست می داد؟ اگر دزد نااهلی به خانه شما بیاید،آیا کسی هست که فریادتان را بشنود؟ اگر مشکلی حاد برای شما پیش بیاید، آیا کسی هست که به دادتان برسد؟ آیا خانه ی همسایه ای هست که دور و بر شما را مانند قلعه ای در حصار گرفته باشد؛ تا حیوانات وحشی از نزدیک شدن به آن محدوده بهراسند و تجاوزگران ناجوانمرد به راحتی از دیوارتان بالا نروند.
در زبان دین، واژه ی “جار” به معنای پناه، چه زیبا برای همسایه انتخاب و به کار برده شده است. معمولاً بدی های همسایه هر قدر هم که باشد، آن قدر نیست که سایه ی پناهش را در خطرات بزرگ از ما دریغ کند، پس باید قدر همسایگانمان را بیش از پیش بدانیم.
پناه بخشیِ همسایه، تا بدان حد برای انسان به عنوان یک نیاز ضروری تلقی می گردد که خداوند خود را همسایه و پناه کسانی نامیده که از این نعمت محرومند و با این نامگذاری، بندگان بی پناه خود را دلداری داده است. گویی خداوند می فرماید:”ای بندگان من که در وضعیت های دشوار قرار گرفته اید و همسایه ای نیست تا بدان دلگرم باشید! غصه نخورید و بر خود نلرزید! در چنین اوضاعی من خودم همسایه ی پناه بخش شمایم.”
دقت فرمایید! خداوند راضی نیست که بندگانش او را پدر خود خطاب کنند، اما راضی است که او را همسایه ی پناه بخش خود بخوانند و بگویند: یا جارَ مَن لا جارَ لَه!ای همسایه و پناه کسی که همسایه و پناهی ندارد! (المُقنِعَه، ص 136)
و بگویند: یا جارَ المُستَجِیرِین … وَیا أمانَ الخائِفِینَ! ای همسایه و پناه بخش پناه جویان و ای امان بخش آنها که امنیتی ندارند و نگرانند! (صحیفه السجادیه، ص 301)
به این ترتیب”جار” یکی از نام های زیبا و مقدس خداوند است و حرمتی بزرگ دارد.
تفکر و تدبّر در این عبارات به ما نشان خواهد داد که تا چه حد با فرهنگ زیبای انسانی اسلام نزدیکیم و چه قدر از آن به دور افتاده ایم. امید آن که با الگو گرفتن از برترین بانوی دو جهان، در قدم اول، اخلاق زیبای اسلامی را در همسایگان خود رعایت کنیم.

منبع:کتاب اخلاق شهروندی به روایت قرآن و نهج البلاغه

منبع تبیان

زینب عشقی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *