چرا شیعه تاریخ و آنچه را گذشته رها نمی کند؟

چرا شیعه تاریخ و آنچه را گذشته رها نمی کند؟

«بسم الله الرحمن الرحیم» کد: 1004

«صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا»

مجموعه نمایشگاهی « قطره ای از دریای معرفت فاطمی »

مطلب چهارم: می­گویند چرا شیعه، تاریخ و آنچه را گذشته رها نمی­کند؟

(محورهای فاطمیه 1427)

یک داستان دیگر که باز دشمن مطرح می کند اینکه می گوید حالا یک داستانی هزارو چهارصد سال پیش اتفاق افتاده خیلی هم بد کردند. اصلا سفارش رسول خدا را عمل نکردند، ظلم کردند. بس است شما این همه امکانات مالی و معنوی وقت و خانه­یتان جلسه می گذارید و پول خرج می کنید و مردم را جمع می کنید ، مطلبی بگویید که دانش مردم و فرهنگ مردم بالا برود. این همه معضلات، این همه مشکلات است. جوانان در خیابانها، اعتیاد ،فساد، فحشا چه چه چه باز شما رفتید سراغ هزار و چهارصد سال پیش نبش قبر می کنید اینها را در می آورید، دیگر بس است. دقیقاً با این ادبیات و حتی شورتر از این نیز می گویند و می نویسند. بعد هم می نشینند نصایح اخلاقی می کنند که بابا بیایید به جوانها یاد بدهید که دنبال علم و دانش بروند. امریکایی ها رفتند کره ی ماه و کشف کردند شما هم می گویید عمر آتیش زد یا نزد.

آنجا به راحتی می توانید مدل بگیرید، بچه­ای که پدر و مادر دارد. والدین دارد، با بچه ای که بدون پدر ومادر و والدین بزرگ می شود. خوب که نگاه می کنید، این رنگش زرد است، آن رنگش زرد نیست. این درسش خوب است، آن درسش خوب نیست. این با تربیت است، آن باتربیت نیست. این اساساً ترسو است، تکیه گاه ندارد، آن تکیه گاه دارد. این برنامه ریزی کردن بلد نیست، اصلاً نمی تواند برای آینده برنامه ریزی کند، آن یکی برای 5 سال دیگرش 10 سال دیگرش تا زن بگیرد، بچه دار بشود، چه بکند، چه نکند، برنامه دارد. این اعتماد به نفس ندارد، آن اعتماد به نفس دارد. این مشکل روحی دارد، آن مشکل روحی ندارد. این را که نگاه می کنی دندانهایش خراب است، چشمش ضعیف است، چون کسی نبوده به او برسد. این راه رفتنش با آن یکی فرق می کند، غذا خوردنش با آن فرق می­کند، درس خواندنش با آن فرق می­کند، نگاه کردنش حرف زدنش با آن فرق می کند، تحصیلاتش با آن فرق می­کند، اصلا گوشه گوشه زندگیش را که نگاه می­کنید، با هم دیگر فرق می­کند.

در سقیفه برای ما این اتفاق افتاد. در سقیفه دست ما را از دامن آن ولی که خدا برای ما تعیین کرده جدا کردند. این جنایتی که اتفاق افتاده، اگر امروز امام ما علیه السلام در غیبت به سر می برد، نتیجه سقیفه است.

حالا اگر شما یک بچه پیدا کردید، دیدید سوء هاضمه دارد، یک دکتر بهداشت برایش پیدا می کنید، یک دکتر تغذیه برایش پیدا می کنید، می گوید درسش بد است، یک سری مشاور تحصیلی برایش می آورید. می بینید تربیت ندارد، روانشناس برایش می آورید. می بینید می ترسد، مشاوره برنامه ریزی برایش می آورید. برای مشاوره و برنامه ریزی صد تا آدم را ردیف می کنید که این بچه آدم بشود. ولی آیا مانند آن یکی که والدین دارد می شود؟ نه. چرا؟ چون کاری که پدر می کند هزار نفر جمع بشوند نمی­توانند کار پدر را بکنند. خدا در دل پدر یک چیزی گذاشته که اگر بچه­اش کج می جنبد زود متوجه می شود. می آید و در صدد اصلاح بر می آید.

حالا که این طور است آن بچه ای که پدر ندارد چاره اش این نیست که شما بگویید خوب این بچه که پدر ندارد، دستش از پدرش جدا شده، برویم یک مشاور تحصیلی خوب یا یک دکتر تغذیه خوب برایش بیاوریم. یک روانپزشک خوب صدا کنیم. راهش این نیست راهش این است که دستش را برسانیم به دست پدرش.

اگر جامعه­ی ما الان مشکل اعتیاد دارد، اگر جامعه ی ما مشکل فساد و فحشا دارد، اگر مشکل ما این است که اعتماد به نفس نداریم، در مقابل فرهنگ غربی خود باخته شده ایم، هرچه از آن طرف می فرستند ما از این طرف با جان ودل می پذیریم، اگر جامعه ی ما احترام و ادب و تحصیل و پیشرفت سرش نمی شود، یک ریشه واحد دارد یک بدبختی واحد دارد این ملت، این انسانها این مخلوقات، دستشان از دستیکه خدا برایشان قرار داده، دستشان از دست پدرشان جدا شده. اینها یتیم هستند، بدون پدر و مادر بزرگ شده اند، لذا به آنجا می رسد که علمشان پیشرفت کرده ولی فساد اخلاقی تا دلتان بخواهد وجود دارد.

در جای دیگر مثلاً فرض کنید اعتیاد نیست ولی شرافت هم خبری نیست. در سوئیس اگر از شما یک گرم مواد مخدر بگیرند شما را سینه دیوار می گذارند. در صورتی که در هلند همه جا مواد مخدر آزاد است. مغازه ها می فروشند. یک جا در نوتردام، و یک جا هم در آمستردام است، که هروئین کشیدن آزاد است. زیر یک فضای شیشه ای بزرگ بود که هروئین را از جای دیگر اگر می خرید اشکال نداشت. کشیدنش فقط آنجا آزاد بود، بعد درآن جامعه هیچ هفته­ای نیست، که خودکشی دسته جمعی در روزنامه­ها گزارش نشود. سه نفر، پنج نفر، هفت نفر، یادداشت­هایی هم که می گذاشتند می­گفتند که ما همه­ی لذت­های دنیا را تجربه کردیم خواستیم مرگ را هم تجربه کنیم ببینیم چگونه است. اصلاً یک انجمن خودکشی تشکیل شده بود انجمن خودکشی خبر داشت که دو ماه دیگر چه کسانی می خواهند خودکشی بکنند. و پلیس دنبال اینها بود که بگردد اینها را پیدا بکند، چون اینها گزارش می کردند سیستم بسته­ای بود. اینها آدمهایی بودند که همه جور لذتی را تجربه کرده بودند.

دقیقاً در آن شرایط یادم می آید که یک نفر از نجف به من خبر داد که اگر صد هزار تومان باشد، ما پسر دخترها را می توانیم عروس و داماد کنیم. یعنی برای ازدواج لنگ صد هزار تومان پول بودند، که خدا خیر بدهد یک بزرگواری از این جا متعدد از این صد هزار تومان ها را آنجا فرستاد. یک جامعه اینطور است، یک جامعه آنطور، این اثر چیست؟ شما چه چیز این جامعه را می خواهید درست کنید؟

آیا تا به حال به این سوال فکر کرده اید که چرا در زندگی­هایمان اصلاً به ما خوش نمی گذرد؟ همه ی ما با نگرانی به آینده ی خود نگاه می کنیم. همه ی شما نگران آینده هستید. نگران همسرتان، نگران فرزندتان، نگران شغلتان و وضعیت اقتصادی خود می باشید. خدایا فردا چه می شود؟ چه وضعیتی اتفاق می افتد؟ بچه من که رفته مدرسه چه بلایی سرش می آید؟ کارش چه می­شود؟ ازدواجش چه می­شود؟ شغلش چه می­شود؟ خانه­ی خودم چه می شود؟ اصلاً زندگی همه­اش شده کوفت. چرا شده کوفت؟ به همان دلیلی که اگر بچه دستش از پدر و مادرش جدا شد، شما چلو کباب هم به او بدهید، قابل مقایسه نیست با نون پنیر سبزی که سر سفره با پدر و مادرش می خورد. هیچ چیز جای پدر و مادر را نمی­گیرد.

هیچ چیز هم جای ولی خدا را نمی گیرد. در سقیفه ولی خدا را از امت جدا کردند لذا ما نگاهمان به شهادت حضرت زهرا سلام الله علیهاست.نگاهمان به غدیراست. اینها بررسی تاریخ یا تحلیل تاریخ یا کالبد شکافی تاریخ نیست. ما دنبال این هستیم که به مردم بگوییم آی مردم از کجا بدبخت شدید؟ بر عاملینش نفرین کنید. از خدا بخواهید که ببخشد و این قضیه تمام بشود و برگردد. انشاء ا… آن ولی که خدا به خاطر ناسپاسی پیشینیان ما و نیز در ادامه ی آن ناسپاسی خود ما، خدا بر ما مقدر کرده که دست ما از دامن او کوتاه شود، به این عنایت که اگر کسی گفت حالا شما چه می­گویید؟ این همه ملت­ها پیشرفت کردند، اروپا کجا رفت، امریکا چی شد و شما نشسته­اید می گویید عمر آتش زد یا نزد. می­خواهیم بگوییم این برای ما خیلی مهم است. همه چیز اینجاست. اصلاً همه بدبختی ها از این جا شروع شده.

اگر قضیه تاریخ خیلی هم مهم نیست، خوب شما وقتی ما نقلش می کنیم چرا شاکی می­شوید؟ مگر ما از شما پول گرفتیم که مجلس بر پا کنیم؟ مگر وقت شما را گرفتیم شما که اصلاً برایتان مهم نیست خوب بروید سراغ پیشرفت علم و تحصیلات و این حرفها را بگذارید برای مردمی که برایشان مهم است.

بگوییم ضمن اینکه اگر مهم نیست فقط قضیه شهادت حضرت زهرا و غصب خلافت امیرالمومنین است که مهم نیست؟ یا هیچ واقعه تاریخی مهم نیست؟ اگر اینگونه است بیا با هم دیگر کمک بکنیم. درس تاریخ را از همه کشورها حذف بکنیم. همه جای دنیا تاریخ را حذف بکنیم بعد شما ببینید با چه هجومی مواجه می شوید. که به شما فرصت نفس کشیدن نمی دهند. مگر می­شود مهم نباشد؟ چطور زندگی کوروش مهم است. یا مهم است که کانال سوئز را بالاخره ایرانیها کندند یا ایرانی ها نکندند. بالاخره بابل را چه کسانی خراب کردند. اینها هم اش مهم است. همین که رسید به امیرالمومنین و حضرت زهرا مهم نیست. برای خود شما که می گویید مهم نیست همین وهابیهای علیه ما علیه بیشترین کتابهایی که نوشته اند راجع به تاریخ نوشته اند. جالبتر این که اینها می گویند برگردید به سیره سلف صالح. چطور همه چیزهای تاریخی برای همه کشورها و همه ی آدمها همه ی فرهنگها برگشت به پیشینه ی تاریخی شان مهم شد .برای ما بر گشت به غدیر، برگشت به فاطمیه و برگشت به محرم مهم نیست ؟ برای ما مهم است که در سقیفه دستمان از دامان ولیمان کوتاه شده و کارمان به اینجا رسیده و مشکل فقط چند تا ناهنجاری نیست. بلکه می خواهیم در فاطمیه قلم پایانی بکشیم بر همه ناهنجاریها و مشکلات.

ما هدفی را در فاطمیه دنبال می کنیم که اگر به این اهداف برسیم انشاءا… به خوب جایی رسیدیم. این واقعیت را به مردم القا بکنیم که من با خدای متعال هیچ ارتباطی ندارم، نمی توانم داشته باشم، نه شماره تلفن دارم، نه خط موبایل دارم، نه ایمیل خدا را دارم،نه آدرسی دارم. من برای ارتباطم با خدا برای اینکه بفهمم خدای من از چی راضی است و از چی ناراضی است ؟سخطش کجاست؟ رضایتش کجاست؟چه مکانیزمی دارم؟ خوشبختانه این روایت به حدی در منابع اهل سنت هست که غیر قابل خدشه است.حتی غیر قابل تشکیک است که رسول خدا فرموده انّ الله یرضا لرضا فاطمه ویغضب لغضبها به من کلید دارد می­دهد که می خواهی خدایت را راضی کنی برو فاطمه را راضی کن. تارضایت خدا به شما اهداء شود. در واقع التماس کن که بی بی جان شما با رضایتتان رضایت خدارا هدیه کنید. بیایید راضی بشوید، بیایید از زشتی های ما در گذرید، که اگر شما راضی بشوید خدا راضی شده و با رضایت حضرت صدیقه طاهره سلام ا…علیها انشاء ا… قلم پایانی بکشیم بر غیبت اماممان علیه السلام. و این نکبت به خاطر همین جنایتی است که در سقیفه اتفاق افتاده و دامن گیر ماهم شده است. اگر موفق شدیم زهی سعادت که انشا ا… پیشانی شرف به همه ی عالم بسائیم. اگر هم موفق نشدیم حد اقل ما،در زمره ی آنهایی محسوب بشویم که تمام تلاشمان را کردیم برای جلب رضایت حضرت صدیقه طاهره سلام ا…علیها. ما از آن جمع فاطمیون انشا ا… محسوب بشویم از آنهایی که انشا ا… خواستیم در جهت جلب رضایت حضرت صدیقه طاهره سلام ا… علیها حرکتی داشته باشیم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *