کمک به ظالمان ممنوع!

کمک به ظالمان ممنوع!

 

کسب و کار مناسبی نداشت و زندگی اش سخت می گذشت، بخاطر همین موضوع کلافه بود و برای گذران زندگی دست به هر کاری می زد که گاه برای خودش هم ناگوار بود.
اما چه باید میکرد، زن و بچه، غذا و لباس می خواستند تحمل گرسنگی و سختی را نداشتند
یکی از روزهایی که دیگر طاقتش طاق شده بود با خود تصمیم گرفت نزد امام محمد باقر علیه السلام برود و از ایشان راهنمایی بخواهد.
همین کار را هم کرد و به نزد امام رفت خدمتکار امام در را باز کرد
مرد سلام کرد و از او پرسید که آیا امام در منزل است یا نه ؟
خدمتکار پاسخ سلامش را داد و به او گفت : امام در منزل است و ابوبصیر هم نزد ایشان است.

دوست داشت امام را در تنهایی ملاقات کند، با او درد دل کند و حرفهای دلش را به امام بزند اما چاره ای نداشت، و باید از امام کسب تکلیف مینمود، پس از اندکی این پا و آن پا کردن بالاخره تصمیم گرفت همان وقت به محضر امام برود تا حضرت او را راهنمایی کنند.
وقتی به حضور امام رسید سلام کرد و نزد امام و ابو بصیر که پیرمرد نابینایی بود، نشست.
پس از اندکی سکوت، از امام سوال کرد : مولای من، نظر شما در این باره که وارد دستگاه حکومتی شوم چیست؟
امام فرمود : به صلاح تو نیست و جایز هم نیست، حال بگو تو را چه شده است که میخواهی وارد دستگاه حکومت شوی ؟
گفت : گاهی به سرزمین شام میروم و به دربار ابراهیم بن ولید رفت و آمد دارم .
امام فرمود : ای عبدالغفار! رفت و آمد تو به دربار سه اثر بد دارد :

محبت و دوستی دنیا در دلت راه پیدا میکند ،
به یاد مرگ نمی افتی و آن را فراموش می کنی
و از آنچه خدا قسمتت کرده، ناراضی و ناشکر می شوی .

عرض کرد : یا ابن رسول الله ! من زن و بچه دارم، برای کمک به دستگاه ظلم به آنجا نمی روم بلکه هدفم تجارت و کسب درآمد است، و البته همیشه هم هشتم گرو نهم است.

امام فرمود : من نمیخواهم تو را به ترک دنیا دعوت کنم، میخواهم که تا حد امکان مرتکب گناه نشوی، ترک دنیا فضیلت است اما ترک گناه بر تو واجب است، نگران نباش روزی ات هم خواهد رسید.

وجودش از سخنان نورانی امام روشن، و دلش گرم شده بود.
دریچه ای از علم و معرفت به رویش باز شده بود و بر او می تابید و راه را برایش روشن کرده بود.
خنکای محبت امام باقر علیه السلام دل و جانش را صفا داده بود و با شوق به امام عرض کرد : پدر و مادرم فدای شما، اگر شما خاندان با کرامت نبودید، علم و دانش صحیح را از چه کسی فرا میگرفتیم؟؟!!

أبو بصیر که تا آن لحظه ساکت بود عرض کرد :
ای امام کریم! بعضی از اشخاص که در دستگاه حکومتی کار می کنند آدم های بدی نیستند.
امام فرمود :
هرگز به استخدام آنها در نیایید و برایشان کار نکنید، حتی به اندازه ی یک بار فرو بردن قلم در مرکب، زیرا هیچ کس به استخدام آنها در نمی آید و از مزایای مادی آنها بهره نمی گیرد مگر اینکه به همان اندازه به دین و ایمانش لطمه وارد می‌شود.

به قلم فرشته سلطانی

منبع : حیات پاکان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *