معاد

همه باورها و اعتقادات به میزان خودشون در رفتار ما انسان ها تاثیرگذارن؛ از بین باورهای دینی، باور به قیامت و معاد یکی از مؤثرترین باورها در جهت دادن به رفتار ما و تربیت و اصلاح ماست و این اعتقاد تأثیر بسیار زیادی در اعمال ما انسان‌ ها داره. چون اصولا رفتار هر کسی با طرز فکر و دیدگاه و اعتقادش همسو میشه.
معاد به معنیِ بازگشته. یعنی انسان بعد از مرگ به زندگی دیگری برمیگرده. یعنی بعد از زندگی این دنیا، زندگی جدید و جاودانه ای شروع میشه.
عقل سالم و فطرت هر انسانی به لازم بودن وجود معاد و عالم حساب و کتاب حکم می‌کنه. این اعتقاد به نوعی در فرهنگ همه اقوام و ملل وجود داشته.
کسی که میدونه تمام اعمال ریز و درشتش، بی کم و کاست، به زودی در دادگاهی مورد بررسی قرار می‌گیره، و بر طبق اون پاداش و کیفر می‌بینه، اونوقته که برای اصلاح رفتار خودش تلاش میکنه.
به جای اینکه به حس رضایت و لذت خودش فکر کنه و بدون هیچ چارچوبی زندگی کنه، جلب رضایت خدا رو توی تک تک کارهایی که انجام میده در نظر میگیره و دیگه هر مدلی زندگی نمیکنه.

جهت آشنایی بیشتر
موسسه گلها بر اساس آموزه های خدا و فرستادگان پاکش، دوره های شناخت معاد رو در سه ترم هشت جلسه ای تشکیل میده، که قبل از اون باید دوره‌ توحید و عدل رو گذرونده باشید.
خوشحال میشیم که با ما همراه باشید.

توضیح برخی از عناوین و اصطلاحات مبحث معاد:

معنی و مفهوم معاد
معاد از ریشه عود و به معنی زمان و مکان بازگشت است ودر اصطلاح معاد به معنی بازگشت به عالم آخرت و زندگانی بعد از مرگ است. این به آن معناست که مرگ نقطه پایانی زندگانی انسان نیست.

مباحث مربوط به معاد دو گونه اند:
یکسری مباحث عقلی هستند. یعنی انسان می‌تواند با نیروی عقل به وجود آنها پی ببرد. مثل لازم بودن معاد، ضروری بودن روز قیامت، لازم بودن بازگشت به جهت اجرای عدالت الهی.
سری دوم مباحث نقلی می باشند که عقل بشر از رسیدن به آنها عاجز است. مثل مرگ، برزخ، برپایی قیامت، پل صراط، جهنم، ‌بهشت و… که برای دریافت اینگونه مطالب باید به قرآن و روایات رجوع کرد.

اهمیت معاد
اعتقاد به معاد نقش بسزایی در تربیت و کنترل انسان دارد. حدود ۱۲۰۰ آیه از قرآن به این مطلب اختصاص دارد، که نشان دهنده اهمیت این موضوع است. ایمان به معاد و ترس از حساب و کتاب آن جهان، عامل بسیار موثری در باز داشتن انسان‌ها از زشتی‌ها و هدایت آنها به سوی کارهای نیک است. از این رو لازمه مسلمان بودن اعتقاد به معاد است.

آثار اعتقاد به معاد
ایمان به معاد به زندگی انسان معنا و مفهوم داده و حیات دنیایی را از پوچی در آورده و روند تکاملی بشر را در مسیر روشنی نشان می دهد.
این اعتقاد ضامن اجرای قوانین الهی، انگیزه برای تهذیب نفس، احقاق حقوق، عمل به تکالیف، ایثار و فداکاری است و انسان را حسابگر خود می سازد.
همچنین روح دنیا پرستی که خمیر مایه همه خطاها وجنایتهاست را تضعیف کرده و باعث می شود که دنیا به عنوان یک وسیله باشد، نه هدف.
ایمان به جهان آخرت، به انسان در برابر سختیها نیرو می بخشد و چهره وحشت انگیز مرگ را دگرگون می سازد.
این اعتقاد، حدّ فاصل فرهنگ خدا پرستان و مادیین است و اثر سازنده ای در زندگی دنیایی انسان‌ها دارد. باور معاد، بهترین مهار کننده نفس، بهترین سازنده و اصلاح کننده جامعه، بهترین جداکننده از غرق شدن در زندگی مادی و دنیایی است و از مهم‌ترین آثار آن، همیشه و در همه حال به یاد خدا بودن است.
امیرالمومنین (علیه السلام) میفرمایند: هر کس بیشتر یاد قیامت باشد، گناهانش کمتر است.1

معاد در سایر ادیان:
زندگی پس از مرگ در آیین برهما:
این آیین، زندگی انسان را پس از مرگ خاتمه یافته نمیداند، بلکه معتقد است: آدمی پس ازمرگ، همچنان به سیر تکاملی خود ادامه می‌دهد تا خود را به برهما «بهشت» که همان سرمنزل ابدی است، برساند.

در این کیش افراد به سه گروه تقسیم شده اند:

گروه اول:
کسانی هستند که در اثر فرمانبرداری از برهمن و برهما، آنچنان معنویت و قرب به برهما پیدا کرده اند و به قدری دارای روح قوی هستند که مرگ برای آنها بزرگ‌ترین سرمایه حیات است، زیرا بعد از مرگ، روح آنان به برهما میپیوندد و تا ابد در بهشت، متنعّم خواهند بود.

گروه دوم:
آنهایی که از نظر شایستگی، به گروه اول نمیرسند، ولی خیلی هم از حقیقت دور نیستند.
این عده برای اینکه دارای روح عالی گردند، لازم است پس از مرگ، روح آنها در موجودات خوب دیگر حلول کند و آنقدر به این سیر تناسخی ادامه دهند، تا مانند دسته اول به برهما بپیوندند.

گروه سوم:
مردمی هستند که از حقیقت منحرفند. این عده، به جرم اینکه از زیر بار تکالیف مذهبی شانه خالی کرده و از دستورات برهما و جانشینان او (برهمن‌ها) سرپیچی نموده اند، بایستی برای تصفیه روح، پس از مرگ، روح آنها به پیکر حیوانات شریر و موجودات موذی، حلول کند، و آنقدر به این سیر تناسخی ادامه دهد تا مانند گروه اول و دوم به برهما پیوسته و به بهشت صعود کند.
البته این اعتقادِ آیین تکامل یافته برهماست که در حدود قرن نهم قبل از میلاد شکل گرفته، وگرنه قبل از آن در آیین تکامل نیافته برهما، از تناسخ و رسیدن به برهما خبری نبوده و در کتب قدیمی آنها اشاراتی راجع به معاد و حساب و بهشت و جهنمموجود می‌باشد.

اعتقاد به معاد در آیین بودایی
بودا که تکامل یافته برهماست، در اعتقاداتشان به نیستی و عدم می رسند. یعنی به سرزمین عدمستان!
اوج تکامل این دین، رسیدن به نیروانا (خدای خاموشی و نیستی) است و با ریاضت و از بین بردن میل زندگی در خود، به اصل و ابدیت میرسند. مهمترین ویژگی آیین بودا اعتقاد به تناسخ است.
تناسخ از ریشه نسخ = چیزی زوال پیدا کند و به چیز دیگری تبدیل شود.

تناسخ چیست؟
فردی که میمیرد روح از بدنش جدا شده و در بدن انسان یا حیوان دیگر بر اساس علمش تعلق می گیرد.
تقسیم بندی افراد بر اساس اعمالشان:
افرادی که اهل ریاضتند، روح قوی دارند و به برهما( خدا) میپیوندند. اول
افراد متوسط که خیلی هم بی خبر نیستند، روحشان در افراد دیگر حلول می کند. دوم (در افراد خوب و نیک و موجودات خوب)
سوم افراد محروم از معنویت و منحرف، که باید پاک شوند، روحشان در حیوانات شرور و موذی حلول کرده و این سیر ادامه دارد تا به برهما بپیوندد.

مسخ چیست؟
مسخ یعنی فرد به خاطر عمل ناشایستی که انجام داده است به امر خداوند، با همین بدن تبدیل به حیوان می گردد. یعنی از فهم و شعور انسانی برخوردار است که برای خودشان مایه عذاب و سرافکندگی و برای دیگران مایه عبرت است. در مسخ انکار قیامت و بهشت و جهنم نیست.
“وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَواْ مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ” 2 آن گاه كه سركشي و تكبر كرده و آنچه ممنوع بود مرتكب شدند، گفتيم بوزينه شويد كه از رحمت خدا دور باشيد.
مسخ در قیامت هم داریم که افراد به خاطر اعمال زشتی که مرتکب شده اند، تغییر شکل داده میشوند.

فرق مسخ و تناسخ
در مسخ، فرد بدون مردن و با همان بدن تبدیل به حیوان میشود، ولی در تناسخ فرد میمیرد، روح از بدنش جدا شده به بدن انسان یا حیوان دیگری میرود.
معتقدان به تناسخ انسان را با مرگ، نابود نمی دانند. بلکه معتقدند که روح از بدنش جدا شده به بدن انسان یا حیوانی در همین دنیا تعلق می گیرد، تا نتیجه اعمالش را ببیند و زندگی جدیدش بر مبنای زندگی قبلی پایه ریزی می شود.
معتقدان به تناسخ در دو نکته با ادیان آسمانی مشترکند:

اول اعتقاد به زندگی بعد از مرگ

دوم اعتقاد به لزوم کیفر وپاداش.
اختلاف آنها با معتقدان معاد در نحوه جزا دهی است. زیرا معتقدان معاد جزا و پاداش را در عالم دیگری می دانند (قیامت)، اما تناسخیها در همین دنیا.
روایت امام رضا (علیه اسلام): کسی که معتقد به تناسخ باشد، به خداوند کافر شده است. چرا که در نهایت بهشت و جهنم را انکار می کند.3

زندگی پس از مرگ در آیین زرتشت
به عقیده پیروان این آیین، زرتشت پیغمبری بود که در آذربایجان طلوعکرد و یکتاپرستی را رواج داد و این دین بر سه دستور اخلاقی استوار است: پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک
کتاب زرتشت، اوستا نام دارد. البته این کتاب 330 سال قبل از میلاد در حمله اسکندر مقدونی در تخت جمشید از بین رفته و 500 سال بعد به دستور اردشیر بابکان توسط موبدان نوشته شده و سپس شرحی بر آن نوشتند به نام زند و شرحی بر شرح آن نوشته شده به نام پازند.

زرتشت: انسان را سه بعدیمیداند: (جسم، جان، روح)
جان که هنگام خواب از بدن خارج میشود و در زمان مرگ جسم و جان میپوسد و از بین می رود و روح باقی مانده و در روز چهارم بادی میوزد که اگر انسان خوبی باشد، نسیم ملایم و خوشبو و اگر بدکردار باشد، باد متعفّن و بدبو و او را به طرف پلی (پل چینود) هدایت میکند و انسان خوب از روی پل که لبه آن از تیغ باریکتر و تیزتر است، به سلامت عبور کرده و بدکردار به نهر فلز گداخته انداخته می‌شود.

زندگی پس از مرگ در آیین یهودیت
حضرت موسی (علیه السلام) پیامبر الهی است که کتاب تورات را برای مردم آورد. که متاسفانه دست تطاول روزگار، آن را تحریف کرده است.
به همین جهت در شریعت موسی (علیه السلام)، مطلب قابل ملاحظه ای نسبت به زندگی پس از مرگ دیده نمی شود و در کتب عهد عتیق از دنیا بسیار سخن گفته شده و از آخرت بسیار کم!!
به هر حال با همه بی اعتنایی به مساله معاد، باز تعبیرات روشنی در بعضی کتابهای آن دیده می‌شود، که به بیان دو نمونه از آن می پردازیم:
در کتاب اشعیا‌ی نبی: «مردگان تو زنده خواهند شد و جسدهای من خواهند برخاست، ای شما که در خاک ساکنید! بیدار شوید و ترنّم نمایید.»4

در کتاب اول سموئیل آمده:
«خداوند میمیراند و زنده می کند، به قبر فرو می آورد و برمی خیزاند.»5
این جملات علاوه بر اصل قیامت، صراحت در معاد جسمانی دارد. زیرا قبر جای جسم انسان است که تبدیل به خاک شده و الا قبر، جایگاه روح نیست که از آن برخیزد. ولی قوم یهود آنچنان قیامت را فراموش کردند که گویی جز زندگی مادی، دنیای دیگری در کار نیست!

زندگی پس از مرگ در آیین مسیحیت
آیین مسیحیت بر خلاف دین یهود، پیروان خود را از دلبستگی به مادیات و ظواهر دنیای مادی برحذر داشته و بیشتر آنها را به زندگی جاودانه و نعمت های اخروی نوید داده است.
در کتب عهد عتیق کیفر و پاداشبه مکافات و عکس‌العمل‌های دنیوی گفته شده، مثلاً اسارت، قحطی، طول عمر یا خوشبختی، اما در کتب عهد جدید بیشتر کیفر و پاداش کردار مردم در حیات جاودانه و بهشت خدا و یا جهنم برگشت داده است.
در آموزه های مسیحیت اعتنایی به زندگی دنیایی و ظواهر ندارد و از زندگی مادی دور هستند.
در اناجیل مختلف آیات بسیاری درباره قبر، عالم برزخ، ملکوت و قیامت و بهشت و جهنم وارد شده است، که حاکی از اهمیت زندگی پس از مرگ در آیین مسیحیت است.

حال اگر آنچه را تاکنون تحت عنوان عالم پس از مرگ از نظر دیدگاه اقوام و ملل و مذاهب بزرگ عالم بیان کرده ایمیکبار دیگر مرور کنیم، می‌بینیم که اعتقاد به عالم پس از مرگ و معاد در درون زندگی تمام اقوام و ملل و پیروان مذاهب وجود داشته است و انگیزه عمیقی در دلها دارد؛ یعنی اعتقاد به عالم پس از مرگ «فطری» است.

معاد در آیین حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله)
با کمترین آگاهی نسبت به دین اسلام به روشنی می یابیم که اعتقاد به عالم پس از مرگ در اسلام، نسبت به دیگر ادیان و مذاهب بسیار دقیق تر و کامل تر بیان شده است.
در دین اسلام طبق آیات قران بعد از توجه به توحید به مسئله معاد پرداخته شده وموضوع نزدیک به یک پنجم آیات قرآن درباره معاد و عالم پس از مرگ است.
در جای جای قرآن بعد از ایمان به خدا، ایمان به جهان دیگر آمده است. “یومنون بالله و الیوم الاخر”6 زیرا ایمان به خدا و حکمت و عدالت و قدرت او بدون ایمان به معاد کامل نمی شود. در هیچ مذهبی به اندازه اسلام به زندگی پس از مرگ اهمیت داده نشده است!
مسائلی مانند:
– اثبات عالم پس از مرگ
– کیفیت مرگ
– ورود و مسائل عالم قبر
– برزخ
– قیامت
– حساب و صراط و میزان
– بهشت و جهنم و … به تفصیل در منابع اسلامی آمده است.