دوره مجازی عدل 1

400,000 ریال

باسمه تعالی و بذکر ولیه

گوشه ای از مباحث پیش رو در دروس عدل:

      همه خردمندان جهان از ستم بیزارند. عدالت، آرمان همه انسان های پاک فطرت است. آنها حتی اگر بشنوند نسبت به دیگری ظلمی صورت گرفته نیز ناراحت می شوند. در این حکم عقل، همه عقلای عالم مشترکند؛ مومن و مشرک، مسلمان و کافر، پیرو هر مکتب و مذهب که باشند به صحّت این اصل عقلی اذعان دارند.

اما در مورد خداوندِ بی نیازی که خالق خردمندان است، اولین سوال اساسی این است که آیا می شود خودش نسبت به مخلوقاتش ستم کار باشد؟ و یا حتی میل و اراده ظلم داشته و یا ستم گری و ستم گران را دوست بدارد؟

قبح این ایده به قدری واضح است که عقل خردمندان فریاد بر می آورد: «هیهات! هرگز چنین چیزی امکان ندارد! تصوّر ستم گری خداوند حتی به اندازه سر سوزنی و کمتر از آن هم محال است! ساحت قدس او از هر ناپاکی و بی عدالتی مبرّاست! پس او هرگز در حقّ احدی ستم روا نمی دارد.»

خداوند نیز بارها در کلام خود بر این حکم روشن عقل تاکید کرده است:

«انّ الله لایظلم النّاس شیئا و لکن النّاس انفسهم یظلمون»1

خداوند به هیچ وجه به مردم ظلم نمی کند، لیکن مردم خود بر خویشتن ستم می کنند.

روایات اهل بیت (علیهم السلام) نیز هم راستا با کلام الاهی در تعریف عدل، خالق سبحان را از هر ستمی منزّه دانسته و ساحت قدس خدای عادل را از هرگونه کار قبیح ، مبرّا می دانند. علاوه بر این با گرایش به جبر، همه افعال زشت ما به خدا نسبت داده می شود. با این باور، نسبت دادن ظلم و ستم به خدای متعال، با هر گونه توجیه و تفسیری، اعتقاد به عدل را خدشه دار می سازد.

امام صادق (علیه السلام) عدل الاهی را آن می دانند که خدای متعال را در مظانّ اتّهام به هیچ ستم و کار زشتی قرار ندهیم: «من العدل ان لاتتّهمه»2

عدل آن است که خدای متعال را متّهم نکنی.

هم چنین در روایت دیگری آن حضرت عدل را چنین تعریف کرده اند که کارهای قبیح خود را از خداوند ندانیم: «… و اماّ العدل، فان لا تنسب الی خالقک ما لامک علیه»3

… و اما عدل، آن است که آنچه خالقت تو را بر آن سرزنش می کند، به او نسبت ندهی.

بدین ترتیب می بینیم معنی و مفهوم عدل در آیات و روایات، نفی هر گونه ظلم از ساحت قدس خدای سبحان و عدم انتساب رفتارهای زشت و ناپسند بندگان به پروردگار متعال است، تا آنجا که در اسلام به عنوان اصلی مهم از اصول دین در کنار توحید شمرده شده است:

    «انّ اساس الدّین التّوحید و العدل»4

همانا اساس دین، توحید و عدل است.

از دیدگاهی دیگر، عدل از یک طرف به اختیار انسان مربوط می شود و از سویی دیگر به تکلیف و امر و نهی و ثواب و عقاب الاهی ارتباط می یابد.

به عبارتی خدای متعال به حکمت والای خویش و علمی که به انسان و همه آفرینش دارد، تکالیفی بر عهده ما گذارده و سعادت ما را در گرو انجام آن تکالیف و رعایت امر و نهی ها قرار داده است.

در پی این اوامر و نواهی، خداوند به انسان ها وعده پاداش و جزای اخروی داده است. چنانچه انسان، مختار نباشد و در انجام تکالیف مجبور باشد، از سویی تکالیف لغو به نظر می رسد و از سوی دیگر عقوبت ها ظالمانه خواهد بود.

تذکّر این نکته ضروری است که با برداشت های مختلف و متناقضی که در طول تاریخ از مساله جبر و اختیار شده است، گروهی به جبر و عدّه ای به تفویض گراییده اند. جبریان بشر را در انجام افعالشان مجبور دانسته اند که نتیجه آن نفی عدالت خداست. در سوی دیگر، اهل تفویض نیز بشر را کاملا آزاد و رها پنداشته و سلطنت خدا را زیر سوال برده اند.

در حالی که اگر ما واقعیت فعل اختیاری مان را متوجه شویم، هرگز به دام جبر و یا تفویض نخواهیم افتاد.

1 سوره یونس/ آیه 44

2 اعلام الدین/318

3 التوحید/ 96

4 التوحید/ 47

برگرفته از کتاب دادگری خداوند/ دکتر عبدالحسین طالعی

  • نام مدرس

    سرکار خانم چایباغی

  • تاریخ برگزاری:

    پاییز1400

  • روز و ساعت برگزاری:
  • مدت زمان دوره:

    8 جلسه

  • مکان برگزاری:

    مجازی

  • کد کلاس:

    99